انوار جليه ، در كشف أسرار حقايق علويه و مرتب گردانيدم آن را به مقدماتى ، و تعبير نمودهام از هر مقدمه به لمعه يا شارقد « و اللّه المستعان و عليه التكلان » .
لمعة ميزانيه در بيان ما هو و هل هو و لم هو ، كه امهات مطالباند
بدانكه گاهى به لفظ « ما » سؤال كرده مىشود از ماهيات حقايق متحصّله در اعيان .
و گاهى سؤال كرده مىشود به او ، از ماهيات و مفهومات اشياء غير متحققة - الحصول در اعيان .
اول را « ما » ى ( اشاره به هليّت بسيطه و هليّت مركبه ) حقيقت گويند .
دوم را « ما » ى شارحه .
و در جواب اول ، حدود حقيقه واقع مىشود .
و در جواب دوم ، حدود اسميه .
و گاهى بر سبيل توسّع ، و يا در نزد اضطرار ، رسوم حقيقيه ، قائم مقام حدود حقيقيه ، و رسوم اسميّه ، قائم مقام حدود اسميه مىشوند ، و گاهى حدود اسميه و رسوم اسميه ، مفسّر مىگردند حدود حقيقيه و رسوم حقيقيه را .
و اين معنى در صورتى متصور است كه معرّف در نزد معرّف در حين تعريف محقق الوجود نباشد ، و بعد از آن برهان قائم شود بر وجود او ، چنان كه طريقه و ديدن ارباب تصانيف است در اوايل تصنيفات خود ، و يا در اوايل أبواب فصولى كه معنون ساختهاند از براى اثبات هليهء بسيط ، از براى موضوعات مسائل ، از اينجا ظاهر مىشود از تصديق به وجود ، و از بيّنات است كه تصور شىء مقدم است بر تصديق به وجود او و « ما » ى حقيقت به عكس « ما » ى شارحه است در آن باب ، زيرا كه تا مفاد « هليت بسيطه » محقق نباشد « ما » ى حقيقت متصور نمىشود ، چنان كه از تعريف « ما » ى حقيقت منكشف گرديد .
و بسوى اين معنى اشاره نموده است محقق طوسى ( قدس سره القدوسى ) در