مصنفات بسيار و مؤلفات بيشمار ، از فنون علوم تصنيف و تأليف يافته اطراف و اقطار عالم را فرو گرفتهاند .
الحق هريك در حل مشكلات و غوامض ، چراغى است فروزنده ، و در كشف رموز دقايق آفتابى است درخشنده ، در صفحات اوراق هريك ، انوار علوم و معارف مثبت ، و در لمعات ابواب هريك ، اسرار معانى و حقايق مدرج .
لهذا نتيجهء كبراى خلافت باهره و ثمرهء عظماى سلطنت قاهره سلالهء خانوادهء عزت و جلالت و نقاوهء بارگاه حشمت و عظمت ؛ سرورى كه درگاه عظمت و جلالش امناى اركان دولت را ملجأ و مأوا ، و بارگاه فلكفرسايش امراى عظام سلطنت و خلافت را ملاذ و منجا .
بزم فرحافزايش رشك گلستان ارم ، و مجلس مسرتبخشايش مشحون از نونهالان ترك و ديلم ، دل دريامثالش جواهر فتوت و سخا را معدن ، و دست بحر - نوالش ينابيع جود و كرم را مخزن ، تلاطم امواج و انعام و احسانش ، اقطار عالم را فرو گرفته ، و از ابر مطير جود و سخايش دلهاى جهانيان خرم گرديده .
اوصاف جليه و أخلاق كريمهاش از آن بلندتر كه به حيّز تقرير و بيان درآيد ، و خصال حميده و ملكات مرضيهاش از آن بالاتر كه در صفحات اوراق اشجار گنجد و يا در صحايف الواح ليل و نهار تحرير يابد .
مجلس بهشتآيينش مجمع فضلاى عظام ، و محفل بهجتقرينش مرجع علماى كرام .
مالك رقاب امم ، نايب مناب شاهنشاه اعظم ، نواب مستطاب ، فلك جناب معلى القاب ، شاهزادهء اكرم ، ظل ظل اللهى على شاه ( ادام اللّه ظله و بقاءه و زاد اللّه عزته و شوكته ) دائما به مقتضاى كلام معجز نظام « الولد سرّابيه » تحصيل معارف حقيقيه و معالم دينيه و كشف غوامض و مشكلات احاديث أئّمهء اثنا عشريه به شدت تمام مايل و راغباند .
« بابه اقتدى عدى فى الكرم * و من يشابه ابه فما ظلم »
لهذا در حينى كه موكب همايون شاهنشاهى در سنهء هزار و دويست و چهل و پنج هجرى قمرى ( 1245 ) مملكت فرحافزاى فارس و عربستان را ، مقر سرادقات