تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
چگونه سلوك و طلب متصور مىشود ، و ليكن با حجابى يا حجبى ، لهذا فرمودند : « مع صحو المعلوم » زيرا كه صحو ، بيرون آمدن آفتاب است از زير ابر ، و مرتبهء انوار جلال كه مرتبهء فعل است ، در منزلهء غمام است نسبت به مراتب فوق ، پس اين كلام لطيف اشاره است به فنا و استغراق عارف در مشاهدهء بحر صفات ذات اقدس ، و مكاشفهء آن صفات به حيثيتى كه جملهء افعال از نظر بينش او ساقط گردند . چنان كه فقرهء سابقه اشاره است به فنا و استغراق عارف در بحر محيط فعل مطلق حق ، به حيثيتى كه همهء افعال در نظر او ساقط گردند ، و كلام سلطان اولياء ( عليه التحيه و الثناء ) : « و كمال توحيده الاخلاص له . . . » اشاره به اين مرتبه است ، و معناى ديگر و رموز آخر نيز در شرح سابق ، مبسوط از براى اين فقره بيان نموده‌ام ( متذكر باش ) . پس عرض كرد كميل بن زياد : « زدنى بيانا » زياد كن بر من بيان را ، فرمودند آن معدن علوم ربانى : « هتك الستر لغلبة السر » يعنى : حقيقت توحيد پاره كردن و دريدن پرده و حجاب است از نظر سالك عارف به جهت قوت سرّ او ، تا شاهد مطلوب حقيقى و محبوب سرمدى به حد تمام انكشاف و انجلا و كمال مشاهده و عيان آيد ، و اغيار بالكليه از نظر بينش ساقط گردند [ بايد توجه نمود كه تجليات اسمائيه و مظاهر آن اسماء كه مقام خلق است طرا در اصطلاح در باب عرفان موهوم و اعتبارى صرفند ، اعتبارى به اصطلاح عرفان . ]

تلخيص شرح كلام امام در جواب كميل « هتك الستر لغلبة السّر »

بدان‌كه مراد از ستر ، صفات حق جل و علاست كه سواتر و حجب‌اند نسبت به مشاهدهء ذات ، لهذا آن معدن علوم ربانى در حديث مشهور فرموده‌اند : « و كمال الاخلاص نفى الصفات عنه ، بشهادة كل صفة على انها غير الموصوف ، و شهادة كل موصوف على انه غير الصفة ، و من وصفه فقد قرنه . . . » . يعنى : كمال اخلاص در توحيد ذات اقدس ، نفى صفات است از او ، يعنى مشاهدهء آن ذات است بدون ملاحظهء صفات ، از براى شهادت هر صفت به اينكه غير موصوف است ، و شهادت هر موصوف به اينكه آن غير صفت است ، پس كسى كه مشاهده كند او را با صفت ، پس بتحقيق كه مشاهده كرده است با او چيز ديگر را ، پس توحيد ذات به مشاهدهء آن ذات از تحت حجاب صفات خالى از شرك - اگرچه خفى باشد ، و اگرچه رقيق از شرك خفى باشد - نخواهد بود . و مراد از سرّ در اين كلام لطيف ، سرّ مالك عارف است كه به جهت غلبه و