آن معدن علوم ربانى از براى اشاره به اين مقام اقصى فرمودند : « جذب الاحدية لصفة التوحيد » . يعنى : حقيقت توحيد ، كشيدن و ربودن نور ذات احدى است ، مر صفت توحيد عارف موحد را ، بسوى خودش .
بدانكه مراد از احديت ، مرتبهء غيب الغيوب ، و صرف صرف ذات اقدس است ، كه هيچ نحوى از انحاء كثرت در آن متصور نمىباشد ، و مقدم است بر مرتبهء اسماء و صفات ، و مراد از صفت توحيد ، عرفان عارف موحد است ، و آن عبارت از مشاهدهء وحدت ذات معروف است ، و مراد از جذابيت صفت عرفان ، ربودن اين صفت و كشيدن آن است بسوى خود به حيثيتى كه اين صفت نيز از نظر او بالكليه ساقط گردد ، بلكه شاعر به اينكه اين صفت از نظر او ساقط است نيز نباشد تا حق حقيقت « عرفت ربى بربى ، و عرفت اللّه باللّه ، و بك عرفتك » . چنان كه از مشكات ولايت وارد و حاكى از اين مقام اعلاست متحقق شود ، تا صفت توحيد نيز به ذات اقدس منحصر گردد ، و موحدى جز ذات پاكش باقى نماند كه : « غيرتش غير در ميان نگذاشت » .
و از براى اين مقام از توحيد ، نظاير و امثال در حسّيات بسيار است ، چه جاى از عقليات ، و به تفصيل در شرح سابق مبسوط گذشت
« وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى »
« 1 » ،
« فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 2 » ،
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى »
« 3 » ،
« وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ ، وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ »
« 4 » .
بيان معناى صحو بعد از محو و تمكين بعد از تلوين و فناء عن الفنائين
بدانيد اى صاحبان بصيرت و عرفان كه : از براى اصحاب حقايق و معارف مقامى است اعلاى از اين مقام ، كه مخصوصين كمّل انبياء و اولياست ، و آن مقام بقاى بعد از فنا و صحو بعد از محو و فرق بعد از جمع است ، و صاحب اين مقام در عين وحدتبينى كثرتبين است ، و در عين كثرتبينى وحدتبين ، و در عين اينكه با حق است با خلق است ، و در عين اينكه با خلق است با حق است . يعنى نه
هامش
( 1 ) . سورهء نحل ( 16 ) ، آيهء 60 .
( 2 ) . سورهء روم ( 30 ) ، آيهء 27 .
( 3 ) . سورهء طه ( 20 ) ، آيهء 54 .
( 4 ) . سورهء عنكبوت ( 29 ) ، آيهء 43 .