تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
اطناب نباشد .

اشاره به تلخيص شرح اول در معناى حديث كميل بن زياد

بدانيد اى برادران حقيقت و معرفت ، و اى صاحبان بصيرت و حكمت ، كه بعد از آنكه حديث شريف را به اين نحو از بسط و تفصيل و به اين نحو از تدقيق و تحقيق شرح كردم ، از جانب مفيض كمالات و ملهم خيرات ملهم گرديدم كه از شرح مذكور با اين نحو از اظهار دقايق و سرائر و ابراز حقايق و معارف كمتر كسى كه راسخ باشد در قواعد عرفانيه و قوانين الهيه ، پس به الهام غيبى مأمور گرديدم كه شرح اول را كه ، مبنى بر بيان كيفيت سلوك سالك عرفان ، و ظاهر فقرات حديث شريف است ملخّصى بنويسم كه متوسطين و مبتدئين نيز فيضى يابند ، و انتفاعى حاصل نمايند تا ثواب جزيل‌تر و اجر جميل‌تر و فيض شامل‌تر باشد . پس مىگويم : در تلخيص شرح اول كه كميل بن زياد ، عرض كرد به خدمت آن معدن علوم ربّانى كه : « ما الحقيقة ؟ » يعنى : چه چيز است حقيقت ؟ مراد حقيقت توحيد است زيرا كه ظاهر حديث ، بيان كيفيت سلوك مسالك معرفت ، و كيفيت ترقى نفوس شريفهء انسانى است از حيّز نقصان معرفت ، كه به طريق تقليد يا دليل حاصل مىشود ، و يا تنها در مقام قلبى يا روحى پيدا مىشود به ذروهء عين اليقين ، يا حق اليقين . و مراد از حقيقت ، باطن توحيد است كه در مقام سرى و ما فوق آن متحقق مىشود ، زيرا كه توحيد را ، ظهرى است و بطنى ، و بطن بطنى تا هفت بطن ، يا هفتاد بطن ، يا نود هزار بطن ، يا بيشتر . و به بسط تمام در شارقات سابقه در بيان مراتب كشف معنوى و در حديث توحيد مذكور گرديد ، چنان كه قرآن را نيز ظهرى است ، و بطنى ، تا هفت بطن ، يا هفتاد بطن ، يا هفتصد بطن ، يا بيشتر ، چنان كه از مشكات ولايت وارد است . لهذا آن معدن علوم ربانى فرمودند : « ما لك و الحقيقة » ؟ يعنى ؛ چه كار است ترا با حقيقت ؟ حقيقت توحيد را مراتبى است عليا ، و درجاتى است قصوى ، و مقاماتى است اسنى ، و محبوبى است دلربا ، عنقايى است پنهان ، و دريايى است بىپايان . « فدع عنك بحرا ضل فيه السوايح »
« عنقا شكار كس نشود دام باز چين * كانجا هميشه باد بدست است دام را