تبع احديت مبدأ اعلى است ، و اشاره است اين كلام شريف به كثرت در وحدت ، به نحوى كه در توجيه سابق بيان نمودم ، ولى نسبت به مادون خود نه نسبت به همهء اشياء « 1 » .
بيان و شرح كلام امام : « نور يشرق من صبح الازل فيلوح آثاره . . .
و كلام آن جناب « نور يشرق من صبح الازل . . . » اشاره به وحدت در كثرت است ، به نحوى كه در توجيه سابق به بسط تمام گذشت ، ولى در اول به نحو اصالت است و در اينجا به نحو تبعيت ، و در آنجا فوق التماميت است و در اينجا به نحو تماميت . خواهى بگو : آنجا به نحو اشديّت است و در اينجا به نحو اضعفيّت « چه نسبت خاك را با عالم پاك » .
و مراد از صبح ازل در اين توجيه ذات اقدس مبدأ اول است ، چنان كه سابقا اشاره نمودم ، و مراد از اشراق طلوع و تجلّى آن است از مبدأ اول .
و ممكن است كه مراد از صبح ازل وجود امرى باشد ، و مراد از اشراق تجلى خود وجود امرى باشد به مادون خود ، اگرچه به نحو تبعيت باشد نه به استقلال .
ملخّصش اين است كه : بذات خود متجلى است ، يعنى در تجلى به حيثيت تقييدى و به ضميمه خارجى محتاج نيست ، اگرچه به حيثيت تعليلى كه عبارت از ذات اقدس مبدأ اول است محتاج باشد ، خوب تأمل كن كه خالى از دقت و لطافت نيست .
و معناى كلام آن جناب « اطف السراج فقد طلع الصبح » همان است كه در توجيه سابق مشروح گرديد . اخذ كن اين دو محمل صحيح البنيان و اين توجيه سليم الاركان را ، و غنيمت شمار كه به اين نحو از تدقيقات لطيفه و تحقيقات شريفه و به اين نحو از تطبيق و قوانين مبرهنه و قواعد مستحكمهء الهيه ، از الهامات غيبيه و مواهب ربّانيّه و واردات قلبيه است ، و بعد از فحص تمام ، سابقى در اين دو توجيه لطيف از براى فقرات اين حديث شريف نيز بر خود نديدم - الحمد للّه ملهم انوار الحكم و المعارف .
هامش
( 1 ) . لا يخفى على الماهر المتتبع فى معرفة الأسماء أن اطلاق الأحد بر وجود منبسط و مبدأ تعين آن كه مقام « واحديت » است ، به كلى بىاساس است و اصل وجود منبسط و مبدأ آن از آن جهت كه تعين و حجاب رخسارهء ذاتند ، همان « موهوم » در كلام سر الأوليا عليه است كه بايد از پندار محو گردد تا ولى مطلق و سالك و طالب اصل حقيقت بدون تعينات و تجليات أسمائى ، اصل حقيقت را مشاهده نمايد و توحيد خالص از كليهء تعينات كه منشأ ازالهء جميع انواع شرك است به صفت وحدت جلوهگر شود .