مرتبهء مشيت ثانيه است ، چنان كه سابقا اشاره نمودم .
و مراد از هياكل توحيد مظاهر و مراياى ماهيات است ، و مراد از آثار ، خصوصيات رشحات و لمعات فيوضات وجودات است ، و هياكل ، جمع هيكل ، و آثار ، جمع اثر است ، و جمع صفات مفيد عموم و استغراق است ، چنان كه مقتضاى فحص و تحقيق ، و متفق عليه در نزد محققين از اهل عربيت و اصول است .
پس ملخّص معناى اين فقرهء شريفه اين است كه : ذات أقدس حقيقة الحقايق ، نورى است كه مشرق و متجلى است از صبح ازل ، يعنى از عالم امر و مشيت ، چنان كه مولاى متقيان در حديث سابق فرمودهاند : « و اظهر عنها افعاله » و چنان كه در حديث ديگر مروى است « خلق اللّه المشية و خلق الاشياء بالمشية » پس ظاهر مىشود در همهء مظاهر و اعيان ، اشياء همه لمعات و آثار آن نورند ، پس آثار تجليات نور الانوار همهء اعيان و ماهيات و ممكنات را فرو گرفته ، و لمعات و شارقات جمال سرّ الاسرار به همهء مظاهر و مرايا تابيده است . و از براى اشاره به اين مسألهء ربوبيه ، و عقيدهء ايمانيه در صحيفهء الهيه وارد است
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ »
« 1 » ،
« هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »
« 2 »
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
« 3 » و از مشكات ولايت وارد است « كل شىء بشىء محيط ، و المحيط بما احاطه منها هو اللّه الاحد الصّمد الذى لا تغيّره صروف الازمان » .
خلاصهء كلام : همچنانكه فقرهء سابقه اشاره است به ثبوت كثرت در وحدت به آن معنا كه اشاره نمودم و آن اين است كه : ذات اقدس حقيقة الحقايق در قوت و شدت وجود و كمالات وجود تام بلكه فوق التمام است ، به حيثى كه نسبت ساير وجودات و كمالات آن وجودات به او ، نسبت فرع به اصل و نسبت نقص به تمام و نسبت ضعف به قوت و نسبت فقر به غنا و نسبت جلوه به متجلى است . به اين فقرهء شريفه اشاره است به ثبوت وحدت و در كثرت به آن معنا كه اشاره نمودم و آن اين است كه : فيض اطلاقى و رحمت واسعهء او محيط است به همهء اعيان و ممكنات ، و شامل است به همهء مظاهر و مراياى ماهيات . متلطف باش كه دقيق المسلك و صعب المنال است ، و نيك تأمل نماى در شارقات سابقه تا به حد انكشاف آيد و محل
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيهء 156 .
( 2 ) . سورهء حديد ( 57 ) ، آيهء 4 .
( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 115 .