تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
و از براى هريك از احتمالات چهارگانه ، در كلمات عرب استعمالات دارد . مخفى و مستور نمىباشند ، و هريك از اين استعمالات خالى از نكته‌اى از لطايف عربيت ، و عارى از دقايق و اسرار فصاحت و بلاغت نمىباشند . ذكر آن شواهد و تبيانات ، و بيان آن دقايق و نكات ، موجب تطويل و اطناب و خروج از وظيفهء اين كتاب مستطاب است .

در كلام شريف اشاره است به قيوميت مطلقه و احاطهء ذاتيه

بدان‌كه در اين كلام شريف اشارهء لطيفه است به عالم امر ، و فعل مطلق ، و مشيت ثانيه ، و رحمت واسعه . زيرا كه مرتبهء اين انوار ، اعلاى از همه مراتب وجودات و موجودات است ، به وجهى واحدند و به وجهى كثير ، چنان كه سابقا بيان نمودم ، و اشاره نمودم كه اين مرتبه از وجود به وجهى فعل بىواسطهء ذات اقدسند ، و به وجهى صفت اضافى او مىباشند و محيطند به ساير مراتب ، پس فاقد هيچ كمالى از كمالات باقى مراتب نيستند - چنان كه سابقا به استيفاى تمام بيان نمودم - و چون بالكليه از عالم اجسام و ماديات مجردند ، قابل اشارات مذكوره ، بلكه به وجهى قابل اشاره نمىباشند ، پس اين كلام لطيف به جاى « له الأمر » است ، چنان كه در كلام معجز نظام وارد است و بجاى
« إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
« 1 » است زيرا كه از بينات است كه مراد از كن ، كاف و نون ، نيست چنان كه از على بن موسى - الرضا ( عليه السلام ) مروى است كه فرمودند : مراد لفظ كاف و نون نيست ، بلكه مراد حقيقت امريّه است كه مترتّب است بر آن عالم فيكون . پس خلاصهء كلام اين كلام لطيف ، اشاره به قيوميت مطلقه و فياضيت عامه است كه همهء صفات فعليه و نعوت اضافيه به آن برمىگردند ، و در آن مندرج و مندمج مىباشند چنان كه به بسط تمام در شارقات سابقه مذكور گرديد و بسوى اين انوار جلال نيز اشاره است كلام سلطان اولياء ( عليه آلاف التحية و الثناء ) چنان كه بعضى از اعاظم علماى اماميه در بعضى از مصنفات خود روايت نموده است . در كتاب نوادر العلوم نيز مذكور است ، و آن اين است كه ، بعد از آنكه آن جناب از عالم علوى سؤال نمودند ، فرمود : « صور عالية عن المواد ، خالية عن القوه و الإستعداد ، تجلى لها ربّها فاشرقت ، و طالعها
هامش
( 1 ) . سورهء يس ( 36 ) ، آيهء 82 .