تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

اشراق عقلى و محمل ثانوى

اشاره به شرح دوم از براى اجزاء حديث

بدان‌كه محمل دوم در شرح فقرات حديث شريف آن است كه : مراد از حقيقت در كلام كميل بن زياد كه عرض كرد : « ما الحقيقة ؟ » حقيقة الحقايق باشد ، و آن عبارت از ذات اقدس واجب الوجود بالذات است كه بسيط من جميع الجهات ، و مبدأ المبادى و غاية الغايات است . اگر بگوئى كه : « بما هو » سؤال از تمام حقيقت شىء است كه تواند در مدارك و اذهان حاصل شود ، و در شارقات سابقه به حد انكشاف آمد كه كنه ذات اقدس محال است اينكه ، در مدارك و اذهان حاصل شود ، پس وجه معقولى و معناى محصلى از براى اين سؤال نخواهد بود ، و شأن كميل بن زياد اجل است از اينكه ، سؤال او غير معقول باشد . با اينكه آن معدن علوم ربّانى سؤال او را مقبول داشته جواب فرموده‌اند . مىگويم : بلى چنين است ولى گاهى مقصود از سؤال « بما هو » از حقيقت شىء حصول لوازم و عنواناتى است كه از حاقّ ذات شىء منتزع مىشوند و قائم مقام ذاتيات آن ، مىباشند ، اگرچه از ماهيات و ذاتيات مصطلحهء آن نباشند - چنان كه در شارقهء اولى به حد انكشاف آمد - لهذا رئيس محققين الشيخ ابو على بن سينا تصريح نموده است به اينكه ، تعريف به لوازم و عنوانات ذاتيه در افادهء حقيقت ، كمتر از تحديد نمىباشد ، چنان كه استدلال از لوازم ذاتيه بر ملزومات ، كمتر نمىباشد در افادهء يقين از استدلال از علت بر معلول كه موسوم به برهان لمّى است .

شرح كشف سبحات الجلال بنا بر توجيه دوم و اشاره به اينكه گاهى به « ما هو » سؤال از لوازم ذاتيه نيز مىشود

خلاصهء كلام مقصود كميل بن زياد از اين سؤال كشف و ظهور حقيقة الحقايق است به اعتبار اوصاف خاصه و نعوت مخصوصه و عنوانات ذاتيه و حكايات اختصاصيه و مفهومات منتزعه ، چنان كه تعريف هر حقيقتى از حقايق وجوديه به اين نهج و به
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 395 | ملا عبد الله مدرس زنوزى