« بِنُورِ رَبِّها »
« 1 » . و به ساير آيات و اخبار چنان كه سابقا اشاره نمودم ، متفطن باش و غنيمت شمار « الحمد للّه مشرق انوار العلوم و المعارف » .
پس كميل بن زياد از غايت شوق و شعف ، و از غلبه و قهر نور حقيقت توحيد در سرّ باطنش ، كه گويا عنان اختيار از دست او ربوده ، مست جام وحدت گرديده بود ، عرض كرد : « زدنى بيانا » . و الا مقامى در فوق اين مقام و مرتبهاى بالاتر از اين مرتبه متصور نمىباشد تا طلب زيادتى نمايد . پس آن معدن علوم ربّانى از براى تنبيه بر اينكه مقامى در فوق اين مقام متصور نمىباشد فرمودند : « اطف السّراج فقد طلع الصبح » . يعنى : خاموش كن چراغ عقل و قلب خود را - كه منشأ ضيق حوصله و مبدأ دهشت و تحير و مناط شوق و شعف و طلب زيادتى بيان است - كه صبح حقيقت توحيد بر سرّ باطنت طالع گرديده است » . يعنى ، حقيقت توحيد ، اندازهء حوصله و استعدادت به حد مشاهده و عيان آمده ، و با عيان چه احتياج به بيان ، و با مشاهده چه احتياج به مكالمه .
اشاره به معناى جملهء مباركهء « اطف السّراج فقد طلع الصبح »
پس در اين كلام معجز نظام تنبيه فرمودهاند كه : منشأ سؤال ، نحوى از دهشت و تحيرى است كه از غلبهء نور توحيد حاصل گرديده است ، و الا بعد از طلوع صبح صادق توحيد چه احتياج به چراغ عقلى و بارقهء قلبى است .
و نيز در اين كلام شريف تنبيه است بر اينكه : نسبت نور عقل كه شأنش ترويه و تفكّر و استنتاج نتايج از مقدمات است به نور ولايت كه شأنش مشاهده و عيان است ، چراغ مشتعل است به صبح صادق ، چنان كه نسبت نور ولايت به ذات اقدس نور الانوار همين نسبت است ، بلكه به مراتب غير متناهيه ، اقوى و اكمل است از نور ولايت ، چنان كه در شارقات سابقه به حد انكشاف آمد .
و محتمل است اينكه كميل بن زياد توهّم كرده باشد كه : مقامى در فوق اين مقام متصور است . پس در جواب او فرمودند كه ، منشأ اين توهّم حجب قلبيه و حجب عقليه است كه موجب سؤالات خطابيه و بيانات علميه مىباشند ، مهذّب
هامش
( 1 ) . سوره زمر ( 39 ) ، آيه 69 .