الهيه فرمودهاند :
« وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ »
« 1 » ،
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
« 2 » و در شارقهاى كه از براى كشف حقيقت و مراتب وحى و الهام منعقد ساختهام نيك تأمل نماى تا حق حقيقت اين مطلب اعلى به حد انكشاف آيد - و كالشمس فى رابعة النهار - مشاهد و عيان گردد .
اشاره به سر اختلاف مراتب نبوت به اعتبار اختلاف دايرهء ولايت
بدانكه از تأمل صادق در اين اشراقات و لمعات و در اين تلميحات و تلويحات ، هويدا و آشكارا مىشود در نزد عقول سليمه و اذهان مستقيمه ، سرّ كيفيت اختلاف مراتب و درجات نبوت ، و سرّ استقلال بعضى از انبياء و رسل در نبوت و رسالت و تابعيّت بعضى از ايشان مر ديگرى را در اين باب ، و سرّ خاتميت در نبوت و رسالت و اختصاص آن به محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نه به سايرين ، و سرّ خاتميت در وصايت و ولايت و اختصاص آن به على بن - ابى طالب بن عبد المطلب ( عليه السلام ) ، زيرا كه ولايت وصىّ فرع ولايت نبىّ است - چنان كه سابقا بيان نمودم - پس ملخص معناى اين فقرهء شريفه اين است كه : حقيقت توحيد عبارت است از نورى كه طالع مىشود از صبح ازل . يعنى ، از مقام جمع به مقام فرق آيد و فنايش مبدّل به بقا گردد و مقام محوش مبدّل به مقام صحو شود ، پس ظاهر شود و لامع گردد رشحات و انوار و لمعات ، و اضواء آن در مظاهر صفات و اعيان و يا در مجالى و مشاهد قلوب و ارواح ، پس منوّر گردند آن مظاهر و مجالى به لمعات و اشراقات آن نور ، كه از غايت سموّ و علوّ ، و از نهايت شدت و قوت ، محيط است بر همهء صفات و اعيان كه مشاهد و مجالى و مرايا و مظاهر آن نور پاكاند ، تا در عين وحدتبينى كثرتبين باشد و در عين كثرتبينى وحدتبين گردد ، و در عين اينكه با حق است با خلق باشد و در عين اينكه با خلق است حق را مشاهده نمايد .
و بسوى اين لطيفهء عرفانيّه اشاره است كلام معجزنظام :
« وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ »
هامش
( 1 ) . سورهء عنكبوت ( 29 ) ، آيهء 18 .
( 2 ) . سورهء قصص ( 28 ) ، آيهء 56 .