آمد ، و بر هر تقدير بنابراين معنى آزالى متحقق مىباشد و اصباحى ، و هر ازلى را صبحى و هر صبحى را ازلى ، و هكذا تا منتهى شود به آخر مراتب و درجات مفارقات ، و همچنانكه مراتب مفارقات به حسب سير نزولى طولى مختلفند به شدت و ضعف ، و متفاوتاند به كمال و نقصان ، مراتب صبح و ازل نيز به همين نسبت متفاوت مىباشند .
و بسوى اين دقيقهء الهيه اشاره است در دعاى عديله كه از مشكات ولايت مأثور است به فقرهء شريفه « وجوده قبل القبل فى ازل الآزال » .
پس از براى آن نور نسبت به هر صبحى اشراقى خواهد بود ، بلكه از صبحى به ازلى و از ازلى به صبحى ، طلوع خواهد نمود .
و ليكن مراد از ازل در اين مقام فقره شريفه ازليت ذاتيه ، و از صبح ازل ، صبح اول است . زيرا كه اين اشراق و طلوع بعد از وصول به مقام فناى كلى و طمس كلى است ، چنان كه از شرح فقرات سابقه منكشف گرديد ، و بنابراين محمل لطيف ، ساير مراتب آزال ، و اصباح داخل در هياكل توحيد خواهند بود .
محتمل است كه مراد از ازل ، جنس ازل باشد ، و اضافه صبح بسوى ازل نيز از براى افاده جنس باشد ، و مراد تحقق آن جنس باشد در ضمن همهء افراد ، نه در ضمن يك فرد غير معيّن ، تا ابهامى حاصل نيايد ، و از براى سائل ترددى باقى نماند ، پس بنابراين صبح ازل در اين فقرهء شريفه شامل همهء آزال و اصباح آزال خواهد بود ، و داخل در تحت هياكل و مظاهر توحيد نخواهند بود . بدانكه ؛ محتمل است اينكه اضافهء صبح بسوى ازل اضافهء بيانى باشد ، و مراد از ازل ازليت ذاتيهء اوليه باشد و ازليت تبعيهء ثانويهء مشيت ثانيه مىباشد ، و وجه تعبير به صبح از ثانى به استيفاى تمام منكشف گرديد . و وجه تعبير به صبح از اول يعنى از ازليت ذاتيه آن است كه مطلع جميع انوار و مشرق همهء لوامع نورانيه است ، چنان كه صبح حسى مطلع انوار حسيه و مشرق اضواء است ، و مراد از هياكل توحيد مظاهر وجودات غيبيه و مراياى انيات خارجيه است ، بنا بر آنچه كه در شارقات سابقه به حد انكشاف آمد . همهء موجودات به حسب فطرت اصليه بر صراط مستقيم توحيد مىباشند ، چنان كه در صحيفهء الهيه وارد است
« إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 1 » .
هامش
( 1 ) . سوره هود ( 11 ) ، آيهء 56 .