صادق از براى صاحبان بصيرت و فطنت در نزد تأمل صادق ظاهر و منكشف مىشود .
بيان انكشاف از براى توضيح و تنقيح آن است كه ، ذات اقدس مبدأ اول بمنزلهء آفتاب است ، و ماهيت و عين ثابت عقل كلى بمنزلهء طبقهء بخارات ، و مواجههء ماهيت عقل كلى با ذات مبدأ اول به لسان استعداد فطرى بمنزلهء مقابله است ، و تجلى مبدأ اول به عين ثابت عقل كلى بمنزلهء انعكاس آفتاب است به طبقهء بخاريه ، و نور فايض از مبدأ اول به ماهيت روح اعظم ، يعنى عقل كلى بمنزلهء بياض صبح صادق است
« وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 1 » .
پس اطلاق صبح به آن مرتبه از وجود كه نور الانوار است ، نسبت به مادون خود ، چنان كه - مرة بعد اولى و كرة بعد اخرى - در اين وجيزه به حد انكشاف آمده است ، استعارهء مصرحهء تحقيقيه است ، و بنا بر تعميم در معانى الفاظ تا شامل همهء مراتب و مقامات باشد ، چنان كه مقتضاى فحص و برهان و مؤداى حجت شديد - الأركان و مستفاد از مشكات نبوت و ولايت است ، اطلاق صبح بر آن حقيقت نورانيه از قبيل حقيقت خواهد بود نه از باب استعاره و مجاز ، بلكه بنابراين او حقيقت صبح است ، و اين صبح رشحهاى از رشحات او ، و عكسى از عكوس او ، و لمعهاى از لمعات اوست .
در بيان آنكه ازل به معناى سوم مشترك است معنا و داراى مراتب و مصاديق است
و بدانكه ؛ در اين مقام دقيقهاى است و آن اين است كه : ازل به معناى سوم كه از صدر متألّهين نقل نمودم مشترك معنوى است . يعنى ، بر ذات اقدس و بر همهء مفارقات عقليه صادق است . زيرا كه مسبوق الوجود به ماده و مدت نمىباشند ، بلكه آن محقق اجرام فلكيه و نفوس فلكيه را نيز از مصداقات ازلى به اين معنى شمرده است . اگرچه اين معنا خلاف مذاق اوست در ساير كتب و رسائلش ، زيرا كه مذهب او در آن كتب و رسائل حدوث همه اجسام و جسمانيات است - مادتا و صورتا ، جوهرا و عرضا ، نفسا جرما - بنا بر ثبوت حركت در جواهر صوريه و نفوس سماويه و ارضيه و توابع آنها ، چنان كه به تفصيل تمام در شارقات سابقه به حد انكشاف
هامش
( 1 ) . سورهء روم ( 30 ) ، آيهء 27 .