تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
آنها و زمان و محل زمان متحقق نمىتواند شد ، و الا زمان لازم مىآيد كه ، از براى زمان زمانى باشد . خواهى بگو : لازم مىآيد كه ، پيش از وجود زمان زمانى باشد ، و اين معنا مستلزم دور يا تسلسل است ، و هردو از مستحيلات و ممتنعات مىباشند ، بلكه در ميانهء مفارقات و محل زمان ، و در ميانهء زمان ، سبق ذاتى متحقق است نه سبق زمانى . با اينكه برهانى كه دالّ است بر تناهى كمّيّات قاره و ابعاد مقداريه ، دلالت مىكند بر امتناع تمادى كمّيّات غير قارّه الى غير النهاية ، بنا بر اينكه حركت قطعيه فلكيه كه محل زمان است در خارج موجود باشد ، زيرا كه برهان تطبيق و تضايف و غير آنها در كمّيّات غير قارّه نيز جارى مىباشند .

اشاره به آنكه ذات حق را به چه معنى ازلى مىتوان گفت

پس بنابراين شيئى از اشياء - واجب باشد يا ممكن ، مجرد باشد يا مادى ، مركب باشد يا بسيط - به ازليت به اين معنى موصوف نمىتواند شد . سوم : آن است كه ، وجود شىء مسبوق به ماده و زمان نباشد ، اگرچه به علت فياضه و امكان ذاتى مسبوق باشد ، و ازليت به اين معنا در ذات اقدس و در همهء مفارقات عقليه و در اجرام فلكيه و صور فلكيه و نفوس فلكيه ، بلكه در كليات بسايط عنصريه ، و هيوليّات آنها متحقق است ، و به ازليت به اين معنى موصوف مىباشند ، زيرا كه مسبوق الوجود به ماده و زمان نمىباشند ، لهذا ماسواى ذات اقدس را از مذكورات از سنخ مبدعات شمرده‌اند نه از سنخ كائنات ، بخلاف مركبات عنصريه كه به ازليت به اين معنا موصوف نمىتوانند شد . زيرا كه مسبوق الوجودند به تحقق مزاج و حصول استعداد ، و از بينات است كه اين معنا بدون سبق ماده و زمان متصور نمىباشد . و بدان‌كه ابديت در مقابل ازليت گفته مىشود ، و آن نيز سه قسم است : اول : ابديت ذاتيه . كه منحصر به ذات اقدس است ، و آن عبارت است از امتناع طريان عدم نظر به نفس ذات با قطع نظر از جميع جهات و حيثيات خارجه از حاق ذات . دوم : آن است كه ، زمان وجود در جانب مستقبل غيرمتناهى باشد .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 386 | ملا عبد الله مدرس زنوزى