به جهت مقابله جرم آفتاب حادث مىشود ، و به سبب قرب و بعد آفتاب متفاوت مىشود آن بياض به شدت و ضعف و به كمال و نقص ، و به سبب زوال مقابلهء آفتاب بالكليه معدوم و منتفى مىشود .
و ليكن در اين مقام دقيقهاى است كه به كرويّت بسايط عنصريّه و فلكيّه مترتب مىشود ، و آن اين است كه ، در هر زمانى از ازمنه شبانهروزى ، بلكه در آنى از آنات شبانهروزى ، صبحى است ، و شفقى ، و صبح صادقى است و كاذبى ، در بلدى صبح صادق است و در ديگرى كاذب ، و در همان زمان در بلدى زوال است ، و در ديگرى نصف شب ، و در ديگرى پيش از ظهر ، و در ديگرى بعد از ظهر .
و از اينجا ظاهر مىشود سرّ اينكه ، هرگاه در بلدى از بلاد ، كه در طول يكديگر واقع باشند هلال مرئى شود لازم نيست كه در ديگرى نيز مرئى شود ، در صورتى كه تفاوت فاحش در طول و در ميانهء آن دو بلد متحقق باشد .
صاحب صحاح گفته است : ازل ، به فتح زاء ، به معناى قدم است و قدم در مقابل حدوث گفته مىشود . و صدر محققين در شرح هدايهء ميبدى گفته است كه ازل به سه معنا گفته مىشود :
اول : آن است كه ، وجود شىء به هيچ وجه مسبوق به غير نباشد - علت باشد آن غير ، يا زمان و يا غير آنها - بلكه نظر به نفس ذات خود با قطع نظر از جميع جهات و حيثيات خارجه از حاقّ ذات مصداق و محكوم عليه موجوديت باشد ، و اين معنى مساوق وجوب ذاتى است ، پس هر ازلى واجب الوجود بالذات است و هر واجب الوجود بالذات ازلى است .
دوم : آن است كه ، زمان وجود شىء در جانب ماضى غيرمتناهى باشد ، و از بينات است كه چيزى كه متعلق الوجود به زمان و زمانيات نباشد ، مثل مبدع اشياء و همهء مفارقات كه در ذوات خود و افعال خود از ماده و ماديات مجردند به ازليت ، اين معنى موصوف نمىتوانند شد « ليس عند ربك صباح و لا مساء » بلكه زمان و محل زمان و محل محل زمان كه جرم اقصاست ، بلكه ساير بسايط فلكيه و عنصريه نيز به ازليت به اين معنى موصوف نمىتوانند شد ، زيرا كه متعلق الوجود به زمان نمى - باشند ، بلكه معيّت دارند در وجود با زمان به حسب زمان ، يعنى سبق زمانى در ميانهء
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 385
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٣٨٥