تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
زمين مرور نمىكند و اين دايره قاعدهء ظلّ مخروطى است و از انعكاس جرم نيّر آفتاب به زمين حادث مىشود ، زيرا كه از مقررات است كه ظلّ جسم كثيف كروى كه از انعكاس جرم نيّر حاصل مىشود ، شكلش مخروطى مىباشد و هيئت شكل مخروطى بالاخره به نقطه منتهى مىشود ، و در ابعاد و اجرام بيان نموده‌اند كه طول اين ظلّ مخروطى در افلاك زهره به انتها مىرسد ، پس اگر آفتاب در نصف النهار تحت الارضى باشد ، رأس اين ظلّ در نصف النهار فوق الارضى مىباشد ، زيرا كه هميشه سهم مخروط منطبق است به قطرى از اقطار زمين و همان قطر از زمين منطبق است به قطرى از اقطار آفتاب ، و به مجرد زوال آفتاب از دايرهء نصف النهار تحت الارضى و حركت او بسوى مشرق ، رأس ظل مخروطى از نصف النهار فوق الارضى زايل مىشود و بسوى مغرب حركت مىكند و بعد از قطع مسافت ربع دور ، منطبق مىشود رأس مخروط به افق مغرب و مركز قاعدهء مخروط به افق مشرق ، و بعد از غروب رأس مخروط در سمت مغرب همان نقطه از افق مشرق طالع مىشود و بعد از آن نقطهء ديگر از آن قاعده به افق منطبق مىشود ، و هكذا تا نقطه‌اى از محيط قاعدهء مخروط به افق مشرق منطبق مىشود . و در اين هنگام نقطه‌اى از سطح جرم آفتاب نيز به افق مشرق بلكه به نقطهء مذكوره منطبق مىشود ، و زمان بودن اين ظل در فوق الارض شب است ، چنان كه زمان بودن آن ظل در تحت الارض روز است ، و نقطهء مذكوره فصل مشترك است در ميانهء شب و روز . لهذا منجمان و فارسيان و روميان ابتداى روز را در طلوع آفتاب و انتهايش را غروب آفتاب گرفته‌اند ، و بدان‌كه از براى هوا چهار طبقه ثابت كرده‌اند : طبقهء اول هواى مجاور آب و زمين است . طبقهء دوم زمهريريه است كه به جهت صعود ابخره و عدم ارتقاء اشعهء منعكسه بسوى آن نهايت برودت دارد ، لهذا اسحب و رعد و برق و صاعقه در اين طبقه محقق مىشود ، و بيانش به نحو تفصيل موكول به علم طبيعى است . طبقهء سوم هواى غالب نزديك به خلوص است . چهارم طبقهء دخانيه است كه ادخنه صاعده از زمين ، به آن طبقه مىرسند و به جهت شدت حرارتش به مجاورت كرهء آتش ، در او متلاشى و مضمحل مىشوند ، لهذا ستاره‌هاى دنباله‌دار ، دنبازك ، و اعمد ، در اين طبقه متحقق مىشود .