مىبيند ، مظهر را با ظاهر ، صفت را با موصوف مشاهده مىنمايد ، اثر را با مؤثر ، خلق را با حق مىبيند و حق را با خلق . لهذا اين مقام را جمع جمع و جامع جميع نيز گويند .
اشاره به اينكه ولايت روح و نبوت بىولايت متحقق نمىتواند شد
صاحب اين مرتبه كامل بود و لهذا صاحب اين مقام اعلى ، صاحب خلافت كلى و ولايت اطلاقى است ، و مأمور است . به تكميل ناقصين و هدايت جاهلين چنان كه در صحيفهء الهيه وارد است
« فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ »
« 1 »
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ »
« 2 » . و از اين جهت است كه اين مقام را مقام تمكين و استقامت نيز گويند و بسوى اين مقام اعلا اشاره است كلام معجزنظام
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ »
« 3 » . يعنى : آيا نگشاديم سينهء ترا و برنداشتيم از تو سنگينى ترا يعنى سنگينى مقام ترا كه شكسته بود پشت ترا و كلام معجز نظام
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى ، لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى »
« 4 » .
چنان كه موسى بن جعفر ( عليه السلام ) در حديث سابق استشهاد فرمودهاند و كلام معجزنظام
« فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
، زيرا كه مراد از « قاب قوسين » مقام جمع و فناى كلى است ، به نحوى كه منكشف گرديد ، و مراد از « او ادنى » مقام فرق بعد از جمع ، و صحو بعد از محو است ، كه مقام تمكين و استقامت و مرتبهء تكميل و هدايت و سفر به حق از حق بسوى خلق است ، و اين مقام احقّ است به اينكه ناميده شود به حق اليقين ، چنان كه مصطلح ارباب يقين است ، و در همهء احاديث معراج كه سابقا به تفصيل نقل نمودم اشارات لطيفه بلكه دلالات صريحه است به اين مرتبهء قصواى از توحيد و به اين درجهء علياى از يقين و به سوى اين مقام اسنى نيز اشاره است كلام خاتم اولياء ( عليه التحية و الثناء ) : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » و غير اينها از آيات و اخبار كه از حيز شماره افزون و از حد احصاء بيرونند .
لهذا كميل بن زياد عرض كرد : « زدنى بيانا » و آن معدن علوم ربانى از براى اشاره
هامش
( 1 ) . سورهء هود ( 11 ) ، آيهء 112 .
( 2 ) . سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 67 .
( 3 ) . سورهء انشراح ( 94 ) ، آيات 1 تا 3 .
( 4 ) . سورهء نجم ( 53 ) ، آيات 17 و 18 .