و بخلاف مقام فرق پيش از جمع و بقاى پيش از فنا كه به جهت استغراق در مشاهدهء خلق و تشبث به تعلقات عالم فرق محجوب از مشاهدهء انوار ذات اقدس مبدأ اعلاست ، پس در هريك از جمع بعد از فرق و فرق پيش از جمع هنوز ضيقى در صدور ، و نقصانى در بصيرت ، و حجابى در بصر ، باقى است اگرچه در اول بغايت رقيق است و در دوم بغايت غليظ . لهذا محققين عرفا گاهى در اين مقام مىگويند احتراز كنيد از جمع تنها ، و از فرق تنها ، زيرا كه اول موجب زندقه و الحاد و دوم موجب تعطيل فاعل على الاطلاق است .
بيانش آن است كه ، اول را به چشم راست نظر مىكند ، دوم به چشم چپ ، اول از اتّصاف او به صفات كمال و اوصاف جلال و از احاطه و قيوميت او نسبت به همهء اشياء و اعيان غافل ، و دوم در استقلال او در افاضهء فيوضات و افادهء خيرات ذاهل است ، و تحصيل كنيد مقام جمع با فرق را كه حق توحيد و حقيقت توحيد است ، و مقامى در فوق آن و اعلاى از آن از براى انسان كامل متصور نمىباشد ، زيرا كه به هردو چشم ناظر است ، وحدت را با كثرت و كثرت را با وحدت مىبيند ، فياض را با فيض و محيط را با محاط ، مشاهده مىنمايد « لا يشغله شأن عن شأن ، و لا يحجبه شىء عن شىء » پس مقام اعلاى از اين مقام از براى سلوك مسالك حقايق و معارف ، در حيز امكان متصور نمىباشد « ليس وراء عبادان قرية ، و ليس فوق محدّد الجهات جهة » و گاهى مىگويد : جمع بدون فرق ، و فرق بدون جمع تعطيل ، و جمع با فرق توحيد است .
بيانش آن است كه ، در هردو صورت ، از صفات افعال و آثار حق جل و علا غافل است ، در صورت اول فيضى نمىبيند تا فياضى از براى آن ثابت نمايد ، و مظهرى نمىبيند تا ظاهرى از براى آن ، پيدا نمايد .
و در صورت دوم ، فياضى نمىبيند تا فيضى از براى او ثابت نمايد ، و در شارقات سابقه به حد انكشاف آمد بلكه - كالشمس فى رابعة النهار - مشاهد و عيان گرديد كه ، واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات تام بلكه فوق التمام است - در شدت و عدت كمالات وجود غير متناهى به عدهء غير متناهى - و الا تركيب در ذات اقدسش متحقق مىشود ، و از مرتبهء واجبيت و حقيقت ساقط مىباشد ، بخلاف مقام جمع با فرق كه صاحبش ذو العينين است ، فيض را با فياض
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 380
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٣٨٠