مراتب توحيد حقيقى موجب تضعيف مراتب شرك خفى مىباشد تا رياح جذبات الطاف الهى ريشهء شرك خفى را از جويبار سرّ سالك عارف كنده به باد فنا ندهد ، حقيقت توحيد توحيد حقيقى از غش شرك خفى خالص نمىگردد ، و به سوى اين لطيفهء عرفانيه اشاره است كلام معجزنظام
« أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ »
« 1 » ،
« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ - الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ »
« 2 » .
متفطن باش و بدانكه مراد از سرّ ، در اين فقره شريفه ، سرّ سالك عارف است كه به جهت غلبه و قهر نور ذات اقدس مغلوب و مقهور ، و به جهت شدت و قوت تابش نور الانوار ، فانى و مستهلك شود ، چنان كه انوار ستارهها در نزد قهر و غلبهء نور آفتاب ، به جهت شدت و قوت تابش آن ، مقهور و مغلوب و فانى و مستهلك مىشوند .
و ممكن است كه مراد از سرّ ، ذات اقدس نور الانوار باشد ، زيرا كه اوست سرّ الأسرار ، چنان كه اوست نور الانوار ، بلكه چون چنان است چنين است ، و چون چنين است چنان است
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
« 3 » .
و مآل هردو توحيد يكى است ولى در توحيد اول كلمه غلبه مصدر به معناى مفعول است و در توحيد دوم به معناى فاعل . پس اين فقرهء شريفه اشاره است به مقام فناى در ذات ، به اين معنا كه مشاهد نباشد از براى عارف مگر نور مبدأ اعلى ، و منظور نباشد از براى او مگر جمال حق جل و علا ، و همهء اشياء ، حتى صفات نيز از نظر او ساقط گردند . اين است معناى كلام ختمىمآب ( صلى اللّه عليه و آله ) كه در شب معراج به مقامى رسيدم كه در ميانهء من و خداوند عالم هيچ واسطه باقى نماند ، و معناى كلام آن جناب ، « الفقر كاد ان يكون كفرا » يعنى : « فقر ذاتى نزديك است اينكه ساتر باشد همه اشياء را » از نظر سالك عارف ، زيرا كه كفر در اصل لغت به معناى ستر است .
هامش
( 1 ) . سورهء زمر ( 39 ) ، آيهء 3 .
( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 85 .
( 3 ) . سورهء حديد ( 57 ) ، آيهء 3 .