محو و صحو ، طباق است ، و در انداختن مسند اليه در اين فقره به قرينهء فقرهء سابقه احتراز از عبث و تخيل رجوع به اقواى دليلين است .
و در كلمهء محو اشاره به دهشت و تحيّر سالك است در اين مقام ، و در كلمهء صحو ، بلكه در محو ، نيز اشاره است به اينكه هنوز ريشهء حجاب باقى است .
و در كلمه موهوم ، بلكه به وجهى در كلمه محو ، بلكه صحو ، چنان كه ايمائى نمودم اشارهء لطيفه است به اينكه حجاب به غايت رقيق و غطا به شدت نازك است .
متفطن باش در لطافت و حلاوت اين تشبيهات و استعارات در افادهء اين مطلب دقيق المسلك و در افاضهء اين مقصد صعب المنال كه در فوق بشريت است .
شرح جملهء « هتك الستر لغلبة السرّ » در كلام معجزنظام امام عليه السلام
پس عرض كرد كميل بن زياد : « زدنى بيانا » يعنى زياد كن بر من بيان را .
پس فرمودند آن معدن علوم ربّانى : « هتك الستر لغلبة السرّ » . صاحب صحاح گفته است : « الهتك خرق الستر عما وراء » . يعنى : « هتك پاره كردن پرده است از چيزى كه پشت سر آن پرده است » و صاحب كنز اللغه گفته است : « هتك پرده ، دريدن آن است » .
و نيز صاحب صحاح گفته است : « سرّ ، به كسر سين مفرد ستور است ، و ستاره به ضم سين ، چيزى است كه پوشانيده مىشود به آن هرچه باشد . و سرّ به فتح سين « مصدر الشىء اسرّه سرّا » است يعنى : « پوشانيدم آن شىء را » . و در كنز اللغه مذكور است كه : « ستر به كسر سين پوشش و پرده است » و در صحاح مذكور است كه :
سرّ آن چيزى است كه پنهان داشته شود و جمعش اسرار است .
يعنى : حقيقت توحيد پاره كردن پردهء حجاب است ، از براى غلبه و قوهء سرّ ، تا شاهد مطلوب به حد تمام انكشاف و انجلا ، و به مرتبهء كمال مشاهده و عيان آيد ، و اغيار بالكليّه از نظر عرفان سالك ساقط گردند .