تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
اين مقام متصور نمىباشد ، متذكر و متفطن باش . و مراد از معلوم ، ذات اقدس حق جل و علا است ، كه به وجهى در مراتب سابقه و بخصوص در اين مرتبه از براى سالك عارف معلوم است ، و الا سلوك بسوى آن ، و طلب نيل لقاى آن ، متصور نمىباشد ، و ليكن با حجابى و حجبى ، لهذا فرمودند : مع صحو المعلوم . زيرا كه صحو بيرون آمدن آفتاب است از زير ابر ، و مرتبهء انوار جلال كه مرتبهء فعل است ، به منزلهء غمام است نسبت به مراتب فوق - چنان كه اشاره نمودم . پس اين كلام لطيف اشاره است به فنا و استغراق سالك عارف در بحر مشاهدهء صفات حق جل و علا ، و مكاشفه و مشاهدهء آنها به حيثيتى كه جملهء افعال در نظر او ساقط گردند ، و اين قسم از كشف را كشف خفى خوانند . چنان كه كشف در مرتبهء سابقه را كشف سرّى گويند . بنا بر اينكه مقام سرّ فوق روح باشد ، چنان كه در شارقات سابقه منكشف گرديد . و كلام سلطان اوصياء ( عليه التحية و الثناء ) در حديث مشهور « و كمال توحيده الاخلاص له » اشاره به اين مرتبه از توحيد است ، و ممكن است كه مراد از موهوم و معلوم ، خود سالك باشد ، زيرا كه به جهت فنا و استغراق و دهشت و تحيرّش صادق است بر او هست و نيست . پس به وجهى موهوم است و به وجهى معلوم ، و مراد از محو ، ازالهء دهشت و تحيّر او باشد كه به جهت فناى در افعال حاصل است . و مراد از صحو ، هشيارى او باشد از اين دهشت و اضطراب به جهت وصول جذبه‌اى از جذبات الهيه تا استعداد مشاهدهء ما فوق كه مشاهدهء صفات حق است حاصل شود و غرق بحر محيط فناى آن صفات گردد چنان كه كيفيت اين معنا را در احاديث معراج خاتم جمع مراتب نبوت به تفصيل تمام مذكور گرديد و از براى اشاره به اين مقام از آن جناب مستطاب وارد است « اللهم زدنى فيك تحيّرا » چنان كه ابن جمهور احسائى در كتاب مجمل نقل كرده است . بدان‌كه نه آن‌قدر از لطايف و دقايق معانى بيان اسرار بلاغت و رموز فصاحت و دقايق و نكات ديگر در فقرهء سابقه و بخصوص در اين فقرهء شريفه مندرج و مندمج است ، كه نتوان در صفحات اوراق تقرير و تحرير نمود ، و شمّه‌اى از آن لطايف و دقايق كه به فهم قاصر اين
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 371 | ملا عبد الله مدرس زنوزى