تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
ترجمهء بيان است به حسب متفاهم اهل فرس مستعمل نمىشوند ، مگر در صورتى كه شىء در مرتبه مشاهده و مكاشفه باشد . لهذا صاحب صحاح « بيان » را به اتّضاح ، تفسير نموده است نه به وضوح و به « تبين » تعبير نموده است نه به ظهور ، زيرا كه زيادتى مبانى دلالت مىكند بر زيادتى معانى ، چنان كه در نزد اهل عربيت مقرر است ، و مقتضاى قواعد ممهده در اصول فقه بقاى لفظ است در معناى خود تا خلافش ثابت شود . لهذا اهل عرفان در تقسيم يقين گفته‌اند : « علم اليقين ما حصل بالبرهان ، و عين اليقين ما هو فى حكم البيان » . يعنى : « علم اليقين چيزى است كه حاصل شود به برهان ، و عين اليقين چيزى است كه در حكم بيان باشد ، و حق اليقين چيزى است كه در حكم عيان باشد » . بدان‌كه ظاهر از اين كلام و از كلمات سابقه از سؤال و جواب ، چنان كه مشروح گرديد و ظاهر از كلام آن جناب « اطف السراج ، فقد طلع الصبح » چنان كه مبين خواهد گرديد و ظاهر از جلالت قدر كميل بن زياد ، كه از اصحاب اسرار آن معدن علوم ربانى و منبع معارف يزدانى بود ، و اقل مراتبش اين بوده است كه ، مكاشفات قلبيه كه از علوم ارثيه و خاصهء ارباب مسالك حقيقت و معرفت و مخصوص اصحاب قلوب ، و اصحاب مجاهدات نفسانيّه و رياضات علميّه و عمليّه است ، از براى او حاصل بوده است آن است كه : مقصود او از اصل سؤال از حقيقت توحيد و از طلب زيادتى انكشاف و ظهور مراتب آن حقيقت است به حسب اسلوب عرفانى و به نهج بيان و شهود يقينى كه به جذبات التفاتات و بيانات آن صدرنشين بارگاه ولايت و خلافت ربانى و متمكن مقام استقامت و هدايت سبحانى حاصل شوند ، نه بيان مفهومات و عنواناتى كه تعبير واقع مىشوند از حقايق آن مقامات و درجات به حسب بيانات علمى نه غيبى ، زيرا كه شأن كميل بن زياد اجل است از اينكه عنوانات و تعبيرات و بيانات علمى آن مراتب را نفهميده باشد ، و يا ندانسته باشد كه حقيقت توحيد را مراتب و مقامات است ، با اينكه آيات و اخبار از اين معانى و بيانات و از اشاره به اين مقامات و درجات مشحونند . چنان كه در شارقات سابقه به بعضى از آنها اشاره نمودم .