تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
و تنزّه مفيض خود ، و مظهر و مجلا گردد از براى ظهور قدسيت و نزاهت جاعل خود ، لهذا آيات انفس و آفاق در آيتيّت متفاوت‌اند . و لهذا روح اعظم را در لسان نبوت ، آيت كبرى گفته‌اند . و لهذا انسان كامل را در لسان عرفا مظهر جامع گويند . بدان‌كه اگرچه آن انوار قدسيه به جهت تزيّن به زينت كمالات حقيقيه از علم و قدرت و حيات و مانند آنها مظهر صفات جماليه و نعوت كماليه نيز مىباشند ، و ليكن چون آن جنبه را نحو اختصاص به آن انوار قدسيه مىباشد نه اين جنبه را از براى تنبيه به اين دقيقهء عرفانيه به صفات جلال تخصيص فرموده است نه به جمال و وجه تخصيص ، بنا بر اصطلاح دوم در صفات جلاليه آن است كه : اين انوار ، مظهر جبّاريت و قهّاريت و مجلاى عظمت و كبرياء و محل اماته و افناى تعيّنات خلقيه مىباشند . خواهى بگو : ماهيت جباريت و قهاريت و واسطهء اماته و افناى حق جل و علا مىباشند نسبت به ساير اسماء ، زيرا كه مقام ايشان مقام امريّت و قيوميت است ، چنان كه به استبفاى تمام در شارقات سابقه به حد انكشاف آمد ، و وجه تخصيص بنا بر اصطلاح سوم ظاهر است . زيرا كه در نزد ايشان صفات مظهر ذات و اين انوار مظهر صفات‌اند . در جميع آنچه كه به رشتهء تقرير كشيدم و به سلك تحرير آوردم .

شرح فقرهء حديث بقوله : « زدنى بيانا »

پس كميل بن زياد عرض كرد : « زدنى بيانا » صاحب صحاح گفته است : « البيان ما تبين به من الدلالة و غيرها . » يعنى : « بيان چيزى است كه ظاهر گردد به آن ، چيزى از دلالت و غير آن » . و نيز گفته است : « بان الشىء بيانا ، اتّضح فهو بيّن » . يعنى : « اتضاح است و بين به معناى متّضح » و صاحب كنز اللغه گفته است : « بيان آشكارا شدن و روشن شدن و سخن فصيح گفتن است » . و نيز گفته است . « اتّضاح ، روشن و آشكارا شدن است » . پس منكشف گرديد كه بيان اخص از مطلق علم و ادراك است ، بلكه از كلمات منقوله مستفاد مىشود كه در صورتى كلمهء « بان » و « بيان » را استعمال مىكنند كه شىء در مرتبه مكاشفه و مشاهده باشد ، زيرا كه آشكارا و روشن كه
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 366 | ملا عبد الله مدرس زنوزى