تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
دربارهء ديگران كمتر تحقق مىپذيرد ، چنان كه در نزد اصحاب بصائر و ارباب معارف مخفى و مستور نمىباشد ، و اخبار و آثار و بخصوص ادعيهء مأثوره از أئمهء اطهار ( عليهم صلوات اللّه ما بقى الليل و النهار ) مشحونند از تلميح به اين لطيفهء ربانيه و تلويح به اين دقيقهء الهيه و از ايمان به اين لمعهء الهاميه و اشاره به اين جذبهء روحانيه ، از آن جمله دعاى مشهور است كه از مشكات ولايت وارد است : « اللهم عاملنا بفضلك يا كريم و لا تعاملنا بعدلك يا رحيم » . و كلام سيد ساجدين است در صحيفهء كامله : « اللهم فصل على محمد و آل محمد ، و احملنى بكرمك على التفضّل ، و لا تحملنى بعدلك على الاستحقاق » و فقرهء دعاى مشهور است « يا مبتدء بالنعم قبل استحقاقها » ، و غير اينها از ادعيه و آثار كه از حيز شماره افزون و از حد احصا بيرونند . پس خواهى اين حالت روحانيه را جذبهء الهام بگو و خواهى تفضل و احسان بخوان . بدان‌كه تجلى و انعكاس لمعات روحانيه و انوار عقليّه را بر مرآت قلبيّه و بصيرت عقليه در صورت اول كه ارتفاع پردهء حجاب از ميان آن دو مرآت به جهت سعى و عمل و به سبب رياضات علميه و عمليه برخيزد ، عدل و استحقاق و استبصار و استكشاف گويند . بعد از تمهيد اين اشراقات و لمعات مىگويم : در شرح كلام كميل بن زياد ( زاد اللّه درجاته و مقاماته ) كه بعد از آنكه آن معدن علوم ربانى اشاره نمودند كه هنوز از براى تو استعداد تام از براى ادراك حقيقت توحيد كه مقام اهل نهايات است ، حاصل نگرديده است و ترغيب و تحريص فرمودند او را به تحصيل اين استعداد تا نيل آن مقام به واسطهء ولى مطلق حاصل گردد . عرض كرد كه به تفضّل و احسان با من رفتار كن نه به عدل و استحقاق يعنى فيضان انوار حقايق و معارف از كامل و مكملى كه مقامش تمكين و استقامت مرتبه‌اش مرتبهء انوار هدايت و كمالات است چنان كه مقام مثل تو بزرگوار است زيرا كه ولى مطلقى و واسطهء جميع فيوضات فياض على الاطلاقى مقصور بر استحقاق و استعداد نمىباشد بلكه به جذبه و الهام و به تفضل و احسان نيز متحقق مىشود ، و به وزيدن رياح الطاف و نهايات مثل تو كاملى و مكملى جميع حجب ظلمانيه از مرآت قلب من برخواسته به باد فنا مىرود و به مجرد عنايت و توجه مثل تو بزرگوارى مستعد وصول به اين