تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
فكأنّها خمر و لا قدح * و كأنّها قدح و لا خمر
* * *
أكئوس تلألأت بمدام * امّ شموس تهلّلت بغمام
* * *
از صفاى مى و لطافت جام * بهم آميخت رنگ و جام مدام همه جامست نيست گوئى مى * يا مدام است ، نيست گوئى جام
متفطن باش كه : لطيف المسلك و صعب المنال است و با غايت وضوح نهايت غموض دارد ، و بدان‌كه مناسب اين مقام حكايتى است غريب و قصه‌اى است عجيب كه حجت الاسلام غزالى در كتاب احياء العلوم نقل كرده است . اگرچه موجب تطويل است ولى به جهت توضيح مرام و تحقيق مقام ايراد مىنمايم ، و آن اين است كه : جماعتى از اهل روم ، گويا به حكم پادشاه خود وارد بلاد چين گرديده ، به خدمت پادشاه چين رسيدند ، و عرض كردند كه : ما را با اهل چين كه به مهارت و صناعت نقاشى و تصوير در همهء آفاق اشتهار دارند سخنى و دعوتى است ، يعنى : ما صنعت نقاشى و تصوير را بهتر از ايشان مىدانيم . پادشاه چين فرمود كه : از كجا مشخص مىشود كه مهارت شما در صنعت نقش و تصوير بيشتر و بهتر از مهارت اهل چين است ؟ اهل روم عرض كردند كه : بفرماى موضعى از براى ما معيّن نمايند تا مشغول نقش و تصوير شويم ، به شرطى كه هيچ‌يك از ما بر علم ديگرى مطلع نشود ، و بعد از فراغ از عمل هردو را به نظر پادشاه برسانيم تا در ميانهء ما و ايشان حكم فرمايد . پس پادشاه صفهء بزرگى از براى ايشان معيّن نمود كه در يك سمتش اهل روم نقش كنند و در سمت ديگرش اهل چين ، و مقرر فرمود كه پرده‌اى در ميانهء ايشان كشيدند . پس هريك از ايشان به نقش و تصوير ديوارى مشغول شدند ، و چون اهل روم مىدانستند كه مهارت اهل چين در تصوير و نقاشى بيشتر است و با ايشان در اين باب مقاومت نمىتوانند كرد ، پس در مدتى كه اهل چين به دقت تمام به نقش و تصوير مشغول بودند ، اهل روم به دقت تمام به تصقيل و تصفيه ديوار خود اشتغال داشتند تا به نهايت صقالت و صفا رسيد . پس به خدمت پادشاه