تبيان كافى نيست
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ »
« 1 » ،
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »
« 2 »
« وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ »
« 3 » .
برمىگردم به اصل مدعا و آن اين است كه گاهى ارتفاع پردهء حجاب از ميان آن دو آينه به سعى و عمل حاصل آيد تا صور و نقوش هريك از آن دو آينه در ديگرى متجلى شود ، و يا صور و نقوش آينه مصور در خالى از صور منعكس گردد ، و گاهى رياح الطاف بىنهايات عنايت ازلى و مشيت لم يزلى وزيدن گيرد و پردهء حجاب را از ميان آن دو آينه برداشته به باد فنا مىدهد .
خواهى بگو موجى از درياى رحمت سابقه رحمانى به جنبش آمده بنيان اساس پردهء حجاب را منهدم ساخته به قلزم فنا مىاندازد تا صور نقوش هريك از آن دو آينه در ديگرى متجلى گردد .
لمعات نور آينه و كيفيت تجلى و انجلاى صور مرآتيه در شدت و ضعف و در ظهور و خفا در هردو صورت بسته به كيفيت صفا و انجلاى مرآت است چنان كه به حد انكشاف و انجلا آمد
« وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 4 »
« إِنَّ فِي ذلِكَ - لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى »
« 5 » و
« يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ
يذكرون » « 6 » .
بدانكه تجلى و انعكاس لمعات و انوار را بر مرآت قلبيه و بصيرت عقليه در صورت دوم ، جذبه و الهام گويند و تفضل و احسان خوانند . چنان كه در شارقات سابقه اشاره نمودم ، و گفتهاند كه : جذبه اشاره است از تقرب بنده به خداى ، به مجرد اقتضاى عنايت ازلى و سابقهء مشيت لم يزلى ، بدون اينكه از بنده نظرى و فكرى حاصل آيد و يا عملى و مجاهدهاى صادر شود .
اشاره به بيان فرق بين تفضل و عدل و احسان و استحقاق
و اين حالت دربارهء انبياء و اوصياء ( عليهم السلام ) بيشتر حاصل شود ، و
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 171 .
( 2 ) . سورهء نور ( 24 ) ، آيهء 40 .
( 3 ) . سورهء عنكبوت ( 29 ) ، آيهء 43 .
( 4 ) . سورهء روم ( 30 ) ، آيهء 27 .
( 5 ) . سورهء طه ( 20 ) ، آيهء 54 .
( 6 ) . سورهء ابراهيم ( 14 ) ، آيهء 25 .