جامعيت فايض شود بر مادون خود از ساير اشياء ، چنان كه مقتضاى ولايت مطلقه است به احاطه و جامعيت ظرف مر آب را ، خواهى بگو : كثرت و وفور آب در ظرف ، به حيثيتى كه از غايت وفور و كثرت از اطراف و جوانبش بريزد ، و ذكر « يرشّح » ترشيح بيانى است ، چنان كه اشاره نمودم .
و ممكن است كه بر استعارهء مكنيهء تخييليه محمول شود ، به نهجى كه از قرينهء اول مبين گرديد .
بيان اسرار و رموزى كه در كلام امام در مقام تشبيه ذكر شده است
بدانكه لطايف و دقايق و رموز و اسرارى كه در اين دو تشبيه مندرج و مندمج است بىپايان است ، نه در صحايف اوراق روزگار گنجد و نه در صحايف ليل و نهار تحرير يابد .
و با اعتراف به قصور خود به بعضى از آن رموز و اسرار و به طايفهاى از آن لطايف و نكات اشاره مىنمايم تا ابواب رقايق و حقايق ، از براى طلاب معارف و دقايق مفتوح گردد ، و منبّهى و استرشادى بر رموز و اسرار اين كلام معجزنظام حاصل آيد ، و فقرات ديگر اين حديث شريف را بر اين فقرهء شريفه قياس نمايند .
پس مىگويم : از آن جمله در اين تشبيه لطيف ، اشاره است به كيفيت تعليم و تربيت ، و آن اين است كه : بايد ملاحظه نمايد استعداد متعلم را ، و مربى مشاهده نمايد قابليت مربى را ، و به اندازهء استعداد و قابليت او تعليم و تربيت نمايد ، تا حامل تواند شود ، و به مزلقه و ضلالت نيفتد ، و استعداد و قابليتش باطل نشود .
و از بينات است كه رودخانه را گنجايش دريا نمىباشد ، و نهر گنجايش رودخانه ندارد ، و نهر چگونه در كوزه گنجد و كوزه چگونه در كاسه جاى گيرد ؟
طفل را غذاى پير نشايد و پير را غذاى جوان نسازد .
و اين مطلب اعلى ، در باب وجوب كتمان اسرار به براهين عقليه و دلايل نقليه به استيفاى تمام به حد انكشاف آمد .
و نيز در اين تشبيه لطيف اشاره است به اينكه تربيت ناقصين و تعليم جاهلين بايد به نهج تدريج باشد . زيرا كه مقتضاى عالم قوه و استعداد همين است .