تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
ديگر نمىباشد . گفت : اى جابر آيا نظر نمىكنى به على كه گاهى به هوا صعود مىنمايد و گاهى به زمين نازل مىشود ؟ و از جانب مشرق مىآيد و از جانب مغرب مىآيد ، و همهء مشارق و مغارب در پيش روى او يك چيز است ، نمىگذرد به سوارى مگر اينكه مىزند بر او ، و ملاقات نمىكند به احدى مگر اينكه مىكشد او را ، و يا مىزند و روى او را به زمين مىمالد ، و نمىگويد به احدى كه بمير ، مگر اينكه مىميرد ، و نجات نمىيابد از دست او احدى ، پس از سخنان او متعجب گرديدم . چون اين دو حديث شريف دلالت بر احاطه و جامعيت و تماميت و سلطنت آن جناب مىكردند و در نظر قاصرين خالى از غرابت نبودند ، ايراد نمودم و الّا فضايل و كمالات او در اوراق مبدعات و كائنات نمىگنجد « گنجايش بحر در سبو ممكن نيست » . و نيز در اين تشبيه لطيف اشاره است به اينكه سائل از اهل بدايت است نه از اهل نهايات ، يعنى ، در بدايات سلوك مسالك عرفان ، كه سفر از خلق بسوى حق است بوده است نه در نهايات سلوك مسالك ايقان كه سفر بالحق فى الحق است ، و مرتبهء حقايق و ولايات است - چنان كه سابقا اشاره نمودم - زيرا كه ترشّح لمعات توحيد و عرفان كه به نهج تدريج استحكام و استعداد تمام حاصل شود ، در بدايات متصور است نه در نهايات . و در شارقات سابقه بخصوص در شارقه‌اى كه در تحقيق كشف و اقسام و مراتب آن منعقد است ، نيك تأمل نماى تا اين مطلب اعلى به حد انكشاف آيد ، و مجال تأمل و مقام توقف نماند ، و با وجود اين در نزد شرح فقرات حديث شريف ، به بسط وجوه مشروح خواهد گرديد . اگرچه اين مقامات عرض عريضى دارد ، و بحث طويلى و زياده از آنچه كه بيان نموده‌ام ، اشاره كرده‌ام و بيان خواهم نمود و اشاره خواهم كرد بسط و تفصيل مىخواهد ، زيرا كه از غوامض مسائل حكمت و عرفان و از امّهات و اصول مقاصد معرفت و ايقانند ، ولى نه اين وجيزه را گنجايش زيادهء بسط و تفصيل و نه اين فقير را مجال تحقيق و تدقيق .

اشاره به رمز ششم از رموز موجود در حديث

و نيز در اين تشبيه لطيف اشاره است به اينكه : آن معدن علوم ربّانى و