رداى من است ، و قناعت گنج من است و صدق منزل من و يقين محل قرار من و فقر و عبوديت فخر من است و به آن افتخار مىكنم به ساير انبياء و مرسلين .
و مىبينى كه آن معدن علوم ربّانى و معارف يزدانى ، چگونه اولا اشاره به توحيد علم اليقين فرمودهاند ، و بعد از آن - به نهج اكفى و أوفى - اشاره به كيفيت سلوك مسالك حقيقت فرمودهاند ، و بعد از آن اشاره فرمودهاند به اينكه ، غايت سلوك و مجاهدات نفسانيه و تحصيل ملكات جميله و اخلاق حميده حصول مرتبهء يقين عيانى و عبوديت ذاتيه و فناى در توحيد است .
و تعبير از اين مقام به مقام ولايت است كه مقدم بر مقام نبوت و رسالت است ، يعنى نبوت و رسالت مقدم بر اين مقام اعلى نيستند ، لهذا در تشهد نماز شهادت بر عبوديت را مقدم بر شهادت بر رسالت مقرر فرمودهاند ، و از اينجا و از آنچه كه در شارقات سابقه مذكور گرديده و از آنچه كه بعد از اين مشروح خواهد گرديد منكشف مىشود كه هر نبى بايد ولى باشد و عكس لازم نمىباشد ، چون ولايت و عبوديت خاتم نبوت كلى و اطلاقى است ، ولايت ساير انبياء جزئى و تقييدى است و مرتبهء اطلاق فوق همهء مقيدات و محيط به همهء متعينات است لهذا موجب تفوق و افتخار آن جناب ختمىمآب به همهء انبياء و مرسلين گرديده است .
مؤيّد اصل مدعا است كلام بعضى از محققين عرفا كه : مراد از حقيقت در اين مقام ظهور ذات اقدس است بىحجاب تعينات و محو كثرات موهومه در اشعهء انوار ذات ، زيرا كه ظهور ذات بىحجاب تعينات و با محو كثرات موهومه از مراتب حقايق و نهايات است ، بلكه ظاهر كلامش آن است كه مرادش قصوى درجات نهايات باشد كه ماسواى حق بالكليه از نظر سالك عارف ساقط باشند ، و مقصور باشد نظر او به مشاهدهء انوار ذات و ملاحظهء جلال و جمال او به اندازهء خود نه به اندازهء ذات ، و بنابراين ، مراد از حقيقت در كلام كميل بن زياد اين مرتبهء قصوى خواهد بود .
و بنا بر تقرير اين فقير به اين مرتبه اختصاص نخواهد داشت چنان كه دو مرتبه نزد شرح حديث منكشف خواهد شد و مؤيّدات ديگر نيز در شرح بعضى از فقرات حديث خواهد آمد ، در كلام آن معدن علوم ربّانى « ما لك و الحقيقة » يعنى ترا چه كار است با حقيقت ، اشاره است به نقصان مرتبهء كميل بن زياد از ادراك مقام حقيقت
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 343
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٣٤٣