و اخذ نموده است اين مراتب را از كلام سلطان اولياء ( عليه التحية و الثناء ) كه ، در كتاب نهج البلاغه مذكور است ، و آن اين است : « اول الدين معرفته ، و كمال معرفته التصديق به و كمال التصديق به توحيده ، و كمال التوحيد الاخلاص له و كمال الاخلاص نفى الصفات عنه » .
اگر بگوئى كه : مقصود بالذات در اين مقام بيان اقسام و مراتب توحيد است ، و از بينات است كه مرتبهء اولى و ثانيه ، در كلام آن محقق از مراتب توحيد نيستند ، مىگويم : در بادى رأى و در نزد عليل از نظر چنين است ، ولى در نزد دقيق از نظر منكشف مىشود كه نه چنين است بلكه از مراتب توحيدند ، زيرا كه تفاوت در ميانهء مراتب معرفت به شدت و ضعف و به كمال و نقصان است چنان كه از كلام معجز نظام آن جناب نيز مستفاد مىشود به مجرد شدت و ضعف متصور نمىشود مگر در صورتى كه شديد و ضعيف در اصل حقيقت متحد باشند چنان كه در ميانهء مراتب سواد و حرارت مشاهد است .
توضيحش آن است كه : سابقا به حد انكشاف آمد كه حقيقت معرفت نورى است فايض كه منشأ انكشاف خود و منكشفيت مفيض بالذات است ، و آن نور در بدايت عرفان ضعيف و مشوب به ظلمات تعلقات ابدان است ، و به تدريج برياضات علميّه و عمليّه اشتداد مىيابد تا به غايت مراتب عرفان مىرسد ، و در حقيقت زايل نمىشود مگر نقصانات و تعيّنات ، چنان كه در صباوت و رجوليّت به بسط تمام گذشت .
پس مرتبهء اولاى معرفت ، مرتبهء ضعيف از توحيد است چنان كه مرتبهء اخيرهء توحيد اقوى و اجلاى مراتب معرفت است ، و همچنين مرتبهء صباوت مرتبهء ضعيف رجوليّت و مرتبهء رجوليّت مرتبهء كمال صباوت است ، متفطن باش كه با كمال وضوح غايت غموض دارد .
بيان اقسام توحيد به مشرب غزالى در احياء العلوم
حجة الاسلام غزالى در كتاب احياء العلوم گفته است : توحيد منقسم مىشود به لبّ ، و لبّ لب ، و به قشر ، و قشر قشر . قشر قشر آن است كه مجرد اقرار به لسان باشد مثل توحيد منافقين .
و قشر عبارت است از : اذعان و تصديق قلبى به معناى كلمهء توحيد ، و اين