تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
مرتبهء اولى توحيد ايمانى است ، و آن عبارت است از : اعتقاد به مبدئيّت واجب الوجود بالذات و وحدانيت و ازليّت و سرمديّت و بقاى او با ساير صفات ثبوتيه و سلبيه و اذعان به حقيقت و حقيقت بعث رسل و انزال كتب ، و به خاتميت و اكمليت و افضليت صفوت انبياء محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب ( عليه اكمل الصلوات و التحيات ) و تصديق به امامت ائمهء معصومين ( صلوات اللّه عليهم اجمعين ) و به جميع آنچه كه در شريعت حقّه و ملت بيضاى او وارد است از حشر و نشر و ثواب و عقاب و صراط و حساب و نيران و جنّت و نار و غير اينها ، و فائدهء اين توحيد خلاص از شرك جلى و انخراط در سلك اهل اسلام است . مرتبهء دوم توحيد علمى است و آن عبارت است از اينكه : موحد از سر يقين بداند كه ، موجود حقيقى و مؤثر مطلق و قيوم بىمثل و مانند نيست مگر ذات اول ، و جملهء ذوات ، و صفات ، و افعال در ذات و صفات و افعال او مستغرق و مستهلك‌اند و اين توحيد مستفاد است از باطن علم كه آن را علم اليقين خوانند ، و اول مرتبهء اهل عرفان اين توحيد است . مرتبهء سوم توحيد حالى است و آن عبارت است از اينكه : حال توحيد ، وصف لازم موحد گردد ، و جملهء رسوم موجود مگر اندك بقيه از غلبهء اشراق نور توحيد متلاشى و مضمحل شود ، و نور علم توحيد در نور حال مستتر و مندرج گردد ، چنان كه نور كواكب در نور آفتاب . و در اين مقام وجود موحد در مشاهدهء واحد چنان مستغرق و مستهلك گردد كه ، جز ذات و صفات واحد در نظر شهود او نيايد ، تا غايتى كه اين توحيد را صفت واحد بيند ، نه صفت وجود خود و اين بدن را هم صفت او بيند و هستى او بدين طريق قطره‌وار ، در تصرف تلاطم امواج بحر توحيد افتد و غرق جمع شود . منشأ اين توحيد نور مشاهده است ، و منشأ توحيد علمى نور مراقبه ، و بدين توحيد اكثرى از رسوم بشريت منتفى شود ، بر مثال نور آفتاب كه در غلبهء ظهور آن ، بيشتر اجزاى ظلمت از روى زمين برخيزد . و سبب وجود اندكى از رسوم بشريت در توحيد حالى آن است كه هنوز ريشهء تعلق در صدور افعال در تهذيب اقوال از موحد ممكن است چنان كه از خاتم نبوت وارد است : « انّه ليغان على قلبى و انّى