تو و ميان ايشان مگر اينكه بندگان تو مىباشند » .
مىبينى كه چگونه نفى فرموده است همهء انحاء فرق را ؟ مگر فرق به اعتبار الهيت و عبوديت را ، و اين فرق و بينونت ، اتمّ و اكمل انحاء بينونت و فرق است ، زيرا كه مراد از عبوديت ، عبوديت ذاتى است ، و عبوديت ذاتى آن است كه : در ذات و حقيقت شىء سواى جهت عبوديت و فقر ، جهت ديگر متحقق نباشد ، و از بينات است كه نسبت در ميانهء غناى بالذات و فقر بالذات ايجاب و سلب است كه اتمّ و اقوى اقسام تقابل است ، و چه بسيار از معارف ربوبيه و حقايق عرفانيه در اين كلمات شريفه كه ، از معدن حكمت و معرفت و منبع ولايت و طهارت مأثور است ، مندرج و مندمج است .
و بر صاحبان بصيرت و فطنت مخفى و مستور نيست شرح آن كلمات شريفه ، و بيان اسرار و دقايق آنها بسط تمامى از كلام مىخواهد ، نه اين وجيزه را گنجايش آن و نه اين فقير را مجال بيان .
پس از اين بيانات و اشراقات منكشف گرديد كه وجودات امكانيه و حقايق مجعوله ، عكوس و فروع و رشحات و لمعات و اضواء و انوارند از وجود مفيض بالذات و جاعل بالذات ، و متعلق بالذات و مرتبط بالذاتاند به فاعل سرمدى و جاعل لم يزلى .
پس توحيد هر حقيقت وجوديه از حقايق مجعوله و وجودات فايضه و لمعات مفاضه ، عبارت از انكشاف مفيض بالذات است از براى او ، زيرا كه منكشف گرديد كه تفاوتى و مباينتى متحقق نمىباشد مگر به شدت و ضعف و به غنا و فقر ، و بيان نمودم كه اين قسم از مباينت اتمّ انحاء مباينت است و ما فوق آن متصور نمىتواند شد ، و با وجود اين نحو از مباينت ، كمال مناسبت نيز متحقق است به حيثيتى كه ما فوق آن متصور نمىتواند شد ، متفطن باش كه با كمال ظهور كمال غموض دارد و
« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ »
« 1 » و قول آن حضرت « و لا فرق بينك و بينهم الا انّهم عبادك » .
و بدانكه با وجود اينكه : كمال مباينت در ميانهء علت بالذات و معلول
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 84 .