سرّ سرّ ، چيست ؟ اينها مطالبى است كه بايد در شرح حديث مفهوم و معين باشد ، و آيا جمله « أو لست صاحب سرّك » را بايد حمل بر استفهام انكارى كرد و يا حمل بر حقيقت بايد شود ؟
ديگر آنكه ، بايد در وجوه فصاحت و بلاغت موجود در جملهء « لكن يرشح عليك ما يطفح منى » تأمّل كرد تا به مقام و مرتبت قائل حتى - المقدور ، به اندازهء استعداد خود پى برد .
ديگر آنكه كلام كميل كه گفت : « امثلك يخيّب سائله » به چه دلالت دارد ؟ آيا امام ( عليه السلام ) را در چه مقامى مىديده است ، آيا آن حضرت را در مقام تمكين و استقامت و مرتبهء فناء عن الفنائين و صاحب فتح مطلق و داراى مرتبهء « او ادنى » و از بطون سبعه ، او را در مرتبهء اخير بطون ديده است و بعد از احراز مقام خلافت و ولايت مطلقه كه در وراء وجود او صرف صرف و محض محض حقيقت وجود است ، از آن مقام استمداد نموده است كه به يك جلوه مس وجود او را طلا نمايد و به يك جذبه و كشش او را از تبعات لازم انوار قلبى نجات بخشد و يا او نظر به فضل و احسان لازم مقام ولايت كليّه عمل نمايد ، نه به عدل و ملاحظهء استعداد و قابليّت .
بههرحال شرح اين حديث ، محتاج به مطالب و مباحث زيادى است كه شارح محقق همهء آن مطالب را در اين شرح تقرير فرمودهاند و اين شرح از حيث احاطهء به مراتب و درجات سلوك و از جهت بسط مطلب و نقل اقوال و تحقيق حق در جميع مراتب و مقامات سلوك از مقام طبع و نفس و عقل و روح و قلب و سرّ و خفى و اخفى نظير ندارد .
مؤلف علامه ، در مباحث عرفان و تصوف نيز وارد و بر جميع مشارب واقف ، و بر اصول و فروع عرفان محيط است ، و در مقام شرح ، هيچ نكتهاى را از ياد نبرده است .
در مقام بيان معانى اقسام توحيد و انواع كشف و بيان معانى فناء ، و
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 32
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٣٢