تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
تقرير وجوه محتمل در كلام امام ، از قبيل « هتك الستر » و « غلبة السر » و تحقيق در مسائلى از قبيل تقرير وجوه در علت تعبير از انوار سبحات ، به صفات جلال ، و نيز تحقيق اين معنا كه ، زيادتى بيان در « زدنى بيانا » بايد حمل بر انكشاف عناوين شود و يا آنكه مراد ، انكشاف مراتب توحيد و بالاخره مقصود ، كشف عينى است . مؤلف در مقام تقرير اقسام محو و فناء و صحو ، و نيز در مقام تحقيق در علّيت غلبهء سرّ نسبت به پاره نمودن حجب و پرده‌هاى مانع شهود ، و نيز تحقيق در اين مهم كه صفت توحيد با جذب الأحديّة ، چه مناسبت دارد و مراد از صفت توحيد عرفان موحد است كه همان مشاهده و ملاحظه ذات معرّا از تعين باشد ، و احديّت وجود به چه نحو موحد را در خود فانى مىنمايد و اين فنا به چه نحو موحد را فانى مىنمايد كه از كليهء اعتبارات ساقط مىشود به نحوى كه نه صفتى بماند و نه موصوفى . مؤلف مراتب و درجات نبوت و ولايت را مفصل بيان و تقرير نموده است ، و در بيان معناى « فقرهء نور يشرق من صبح الأزل » به نقل كلام شارح فصوص و منازل پرداخته است و به مسلك او در شرح حديث چند ايراد وارد ساخته است . ملا عبد الرزاق تلميذ ملا عبد الصمد نطنزى صاحب تأويلات ، حديث شريف را حمل بر كيفيت سلوك طرق عرفان نموده ، و قهرا كشف سبحات جلال را حمل بر فناء ذاتى كرده است . بنا بر مسلك صاحب تأويلات كه حديث را حمل بر مراتب عرفان كرده است بايد در مقام تقرير ، مراد از ما الحقيقة مرتكب به تأويلى شود ، چون ظاهر « ما الحقيقة » آن است كه سائل از اصل حقيقت سؤال مىنمايد ، نه آنكه سؤال نمايد « وصول به حقيقت چيست » ( 1 ) . ملا عبد الرزاق شاگرد قونوى نيست و به واسطهء هوش سرشار خود به مطالعهء فصوص و آثار تلاميذ صاحب فصوص پرداخته و الحق توفيق حاصل نموده است .