عكوس و فروع و رشحات و لمعات اضواء و انوارند از آن توحيد بالذات چنان كه نسبت ساير مراتب وجود به وجود صرف كه تمام حقيقت واجب الوجود بالذات است همين نسبت است .
و همچنين توحيد فيض اول كه در سير بداياتى و نهاياتى حقيقت خاتم مراتب و درجات نبوت است مر ذات خود را اقرب و اكمل و اجلا و اظهر است نسبت به ساير مراتب توحيد و هكذا فهكذا . و ليكن در اين مقام لطيفهاى است الهيّه و دقيقهاى است ربوبيّه و آن اينست كه : توحيد علت مفيضه معلول بالذات و مفاض بالذات خود را در مرتبهء ذات علت مفيضه عين توحيد ذات علت فياضه است . يعنى توحيد ذات علت مفيضه بعينه توحيد مفاض بالذات است ، به اجمال به اعتبارى و به تفصيل به اعتبار ديگر . بلكه در عين اجمال ، تفصيل و در عين تفصيل ، اجمال است زيرا كه وحدت او كه عين وجودش است جامع جميع وحدات وجودات است ، چنان كه مقتضاى صرافت و فوق التماميت و مؤداى اتميّت و اشديّت است به نحو اعلى و اقدس و به نهج اقوى و اكمل ، يعنى : به نحوى كه قادح در احديت صرفه و بساطت حقّه نباشد .
پس انكشاف وحدت ذاتش بعينه انكشاف همه وحدات وجودات مفاضه است ، ولى به نحوى از اجمال و جمع در تحقق و موجوديّت نه به نهج تفصيل و فرق در تحصل و فعلّيت مگر تفصيلى كه منافى اجمال و فرقى كه منافى جمع نباشد .
و حصول اين معنا در مرتبهاى به جهت آن است كه تحقق جمعيّت و شدت در وحدت و وجود لازم دارد حصول همهء عنوانات و حكايات آن وجودات و وحدات را كه در نزد عرفا موسوم به اعيان ثابته و در عرف حكما مسمّات به ماهيّاتاند در آن مرتبه از وجود يعنى به وجود آن مرتبه از وجود موجودند نه به وجودات خاصهء خود .
پس حقيقت آن مرتبه از وجود ، مظهر و مجلاست از براى آن ماهيّات و مفهومات و محضر و مرائى است از براى آن عنوانات و حكايات ، خواهى بگو :
وجود مرتبهاى از وجود كه اكمل و اقواى همهء موجودات است وجود ذهنى و وجود ظلّى است نسبت به آن معانى و ماهيّات نه وجود خارجى و وجود اصيل ، چنان كه معانى ذهنيّه و صور عقليّه در نزد قائلين به اتحاد عاقل و معقول به وجود
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 318
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٣١٨