تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
حقيقت مباين يكديگر نيستند اگرچه به اعتبار معنا و مفهوم تغاير دارند . و ممكن است كه بعضى اشاره به مقامى از مقامات توحيد باشد و بعضى به مقام ديگر ، چنان كه در نزد بيان مقامات توحيد اين معنا و معانى اين تعريفات نيز منكشف خواهد شد بخصوص در نزد شرح فقرات حديث شريف ( منتظر باش ) .

اشراق عقلى

بعد از شناختن عنوانات و تعريفات توحيد به حسب هر اصطلاحى مىگويم در كشف اسرار حقيقت توحيد كه در شارقات سابقه محقق گرديد كه حقيقت هر شىء وجود آن شىء است ، و نيستند ماهيات اشياء مگر حكايات و عنوانات از حقايق وجودات و انيات وجودات . و نيز منكشف گرديد كه حقيقت وجود بعينها حقيقت وحدت و حقيقت وحدت بعينها حقيقت وجود است . و نيز به حد انكشاف آمد كه حقيقت وجود بعينها حقيقت نور است يعنى ظاهر است به نفس خود مظهر است مر غير خود را . پس هر حقيقت وجوديّه منكشف است از براى ذات خود در مرتبهء ذات خود به انكشاف حضورى اشراقات و انكشافش از براى ذات خود در مرتبهء ذات خود بعينه انكشاف وحدت ذات اوست از براى او به انكشافى كه مطلب « ما هو » و مطلب « هل هو » عين يكديگر باشند . پس هر حقيقت وجوديّه از آن جهت كه حقيقت وجوديّه است عين توحيد و موحد و موجود به وحدت است ، چنان كه علم هر مجردى به ذات خود عين علم و معلوم و عالم است و تغايرى متحقق نيست ، حتى تأملى [ تعمّلى ] و اعتبارى مگر به اعتبار مفهومات .

اشاره به آنكه مرتبهء اعلاى توحيد ، شهود حق اول است ذات خود را در حالتى كه وجود او اتمّ و اعلى و اكمل مراتب توحيد است و توحيد در ساير مراتب و مشاهد وجودى عكوس و مرايا و مظاهر توحيد حق اول است جلّ جلاله

از اينجا ظاهر مىشود كه توحيد ذات اقدس واجب الوجود بالذّات مر ذات خود را صرف توحيد و توحيد صرف و اكمل و اقواى مراتب توحيد و اظهر و اجلاى درجات توحيد و اجلّ و اعلاى اقسام توحيد است ، و ساير درجات مراتب توحيد
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 317 | ملا عبد الله مدرس زنوزى