تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
وجود بلكه عين وجود است به حسب ذات و حقيقت ، و غير اوست به اعتبار معنا و مفهوم ، چنان كه در ميانهء علم و قدرت و حيات و سمع و بصر و تشخّص و مانند آنها ، از عوارض وجود از آن حيثيت كه وجود است و وجود ثابت و محقق است . پس هر موجودى واحد است ، به جهتى يا از همهء جهات . و كثرت مقابل وحدت است ، و تعريف آن از تعريف وحدت در نزد تأمل ظاهر مىشود ، اگرچه مقتضاى انصاف و وجدان آن است كه : تصور معناى وحدت و كثرت از بديهيّات ، بلكه مقتضاى فحص و تحقيق آن است كه تعريف وحدت و كثرت ممكن نيست مگر به تعريفات لفظيّه ، كه مقصود بالذات از آنها اخطار و احضار معانى است در اذهان نه در تحصيل معناى غير حاصل - چنان كه در شارقهء اولى بيان نمودم - زيرا كه تعريف وحدت مشتمل است بر انقسام كه در معناى كثرت مأخوذ است ، و تعريف كثرت نيز مشتمل بر معناى وحدت است زيرا كه كثرت عبارت از انقسام بوحدت است .

اشاره به آنكه تعاريف وحدت و كثرت و غير اينها از مفاهيم عامه ، از معانى و مفاهيمى هستند كه در نفس به ارتسام اولى حاصل آيند

پس تعريفات وحدت و كثرت اگر تعريفات حقيقيّه باشند و دور لازم مىآيد بخلاف اينكه آن تعريفات لفظيّه باشند ، زيرا كه در تعريفات لفظيّه اصل معنى حاصل و مقصود بالذّات اخطار به بال و احضار در اذهان است . پس در حقيقت توقف و احتياج نيست تا دور متصور باشد . لهذا مقرر داشته‌اند كه : در تعريفات حقيقيّه بايد معرّف اجلى و اعرّف باشد از معرّف ، و در تعريفات لفظيّه تعريف به اخفى را جايز دانسته‌اند . و از اين جهت است كه رئيس محققين در الهيّات شفا فرموده است « و ما اعسر علينا ان نقول فى هذا الباب شيئا » ، يعنى : « چه بسيار مشكل است كه در باب تعريف وحدت و كثرت چيزى بگوييم كه مشتمل بر دور نباشد » . و محقق طوسى ( قدس سرّ القدوسى ) در امور عامه تجريد فرموده است « و لا يمكن تعريفها الا باللفظ » بدان‌كه واحد يا نفس واحد است ، و يا شىء واحد ، چنان كه موجود يا نفس موجود است ، و يا شىء موجود .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 313 | ملا عبد الله مدرس زنوزى