بر احوال هدايت آثار انبياى عظّام و اولياى كرام ملاحظهء كيفيت سلوك و رفتار ايشان در ارتقاى مدارج و معارج عرفان و ايقان از بدايت احوال تا زمان بعثت ايشان ، و از زمان بعثت تا زمان رحلت و انتقال ايشان به جوار حضرت احديت ( جلّت عظمته ) سخت معين است بر ادراك اين مطالب شريفه و مسائل غامضه و بر تصديق بر حقّيت و حقيقت اين لمعات ايمانيّه و اشراقات عرفانيه كه به بسط تمام به رشتهء تقرير كشيدم و به سلك تحرير درآوردم ، خصوصا احوال خير مآل سيد اوصياء و خاتم اولياء امير مؤمنان ( عليه آلاف التحية و الثناء ) كه در كتب احاديث و اخبار مذكور است و از آن جمله در وقت مناجات يا ربّ الأرباب غش فرموده بىحس و حركت مىافتادند به نحوى كه خيال مىكردند كه به عالم بقا رحلت فرمودهاند ، و نبود اين معنى مگر به جهت اينكه روح قدسيش به كليهء قوا و جنودش به ملاء اعلى منجذب مىشد و ذات شريفش در درياى بيكران مشاهدهء جمال ازلى و ملاحظهء عظمت و كبرياى لم يزلى مستغرق و مستهلك مىگرديد و گويا زبان حالش به اين مقام مترنّم بود .
تا در طريق عشق تو من ، جان فشان شدم * بىجان ، شدم و ليك ، جهان تا جهان شدم
زاندم كه باختم دل و جان در قمار عشق * از هرچه عقل فرض كند بيش از آن شدم
تا در فنا ز هستى خود نيست آمدم * در عالم بقا به خدا جاودان ، شدم
و از آن جمله مروى است كه در هنگام اشتغال به نماز پيكان را از پاى مباركش بيرون كشيدند اصلا مطلع نگرديد و نبود اين معنى مگر به جهت اينكه در وقت راز و نياز با پروردگار خود چنان غرق محيط فنا بود كه از انيّت و ذات خويش نيز غايب و غافل مىگرديد ، و خصوصا احوال خاتم انبياء ( عليه آلاف التحية و الثناء ) پيش از بعثت و بعد از بعثت و خصوصا ملاحظهء كيفيت معراج آن حبيب حضرت عزت و صدرنشين مسند خلافت و نبوت كه در كتب احاديث و اخبار مسطور است ، و از براى توضيح و تنبيه غافلين و به جهت رفع استبعاد و استنكار جاهلين شمّهاى از