تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
شده بار ديگر سر برداشتم و اندكى نشستم و بسوى آن انوار نگريستم ، به اين سبب دو سجده مقرر شد و نشستن بعد از دو سجده سنت شد ، پس برخاستم و بار ديگر به خدمت پروردگار خود به بندگى ايستادم ، و ندا از جانب رب العزت در رسيد كه بار ديگر سورهء حمد را بخوان ، چون خواندم ندا رسيد كه سورهء
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ »
را بخوان چون خواندم ندا رسيد كه اين سوره مشتمل است به بزرگوارى تو ، و اهل بيت تو تا روز قيامت . پس باز ركوع و سجود كردم چنان كه در ركعت اول بجا آوردم و چون خواستم برخيزم از جانب حق ندا رسيد كه اى محمد ، ياد كن نعمتهاى مرا بر خود و نام مرا ببر پس به الهام حق تعالى گفتم : « بسم اللّه ، و باللّه ، و لا إله الا اللّه ، و الاسماء الحسنى كلها للّه » و چون شهادتين گفتم حق تعالى فرمود كه : صلوات فرست بر خود و بر اهل بيت خود ، گفتم : « صلى اللّه على و على اهلبيتى » پس خدا بر من و اهل بيت من صلوات فرستاده چون نظر كردم صفهاى ملائكه و ارواح پيغمبران را ديدم كه در عقب من كشيده‌اند پس ندا رسيد كه سلام كن بر ايشان گفتم : « السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته » پس فرمود اى محمد ، منم سلام و تحيّت و رحمت ، و بركات توئى و امامان بعد از تو ، پس مأمور شدم كه به جانب چپ التفات نكنم ، و اول سوره كه بعد از « قل هو اللّه احد » شنيدم « انا انزلناه » بود ، و چون نماز معراج دو ركعت بود به اين سبب ، در دو ركعت اول شك و سهو نمىباشد ، و اين نماز ظهر بود و اول نمازى بود كه بر آن حضرت واجب شد .

بيان تطبيق مراتب محو ، و فنا ، بنا بر بعضى از احاديث معراج

و در كتاب حياة القلوب از سلمان فارسى ( رض ) مروى است كه خاتم انبياء فرمود كه : « چون در شب معراج مرا به آسمان اول بردند ، قصرى ديدم كه از نقرهء سفيد كه دو ملك بر در آن قصر ايستاده بودند جبرئيل را گفتم كه از ايشان بپرس كه اين قصر از كيست ؟ چون پرسيد ، گفتند : از جوانى است از فرزندان هاشم ، و چون به آسمان دوم رفتم در آنجا قصرى از طلاى سرخ ديدم ، نيكوتر از قصر اول ، و بر در آن قصر دو ملك ايستاده بودند ، جبرئيل را گفتم از ايشان بپرس كه اين قصر از كيست ؟ گفتند : از جوانى است از فرزندان هاشم .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 304 | ملا عبد الله مدرس زنوزى