تكميل و تتميم
بيان اقسام كليهء فناء از : ذاتى و صفتى و فعلى و اثرى و اشاره به اقسام تجليات از ذاتى و صفتى و فعلى
بدان اى طالب بصيرت كه فنا اگرچه به اعتبار خصوصيات و جزئيات مراتبش غير متناهى است ، ولى به اعتبار عموم و كليات مراتبش منحصر در چهار قسم است :
اول فناى در آثار است . و آن عبارت است از اينكه : تجلى آثار حق اول به نحوى بر سرّ سالك عارف مستولى و غالب شود كه آثار اشياء ، بلكه آثار خود بالكليه از نظر او ساقط گردند ، پس بجز آثار حق آثارى نبيند ، و بجز آثار او آثارى ، مشاهده ننمايد .
دوم فناى در افعال است و آن عبارت است از اينكه : تجلى افعال حق به نهجى بر سرّ سالك عارف مستولى و غالب شود كه همهء افعال اشياء ، حتى افعال خود از نظر او ساقط گردند ، پس همهء افعال را مستغرق مستهلك ببيند در افعال حق ، بجز افعال او فعلى مشاهده ننمايد .
سوم فناى در صفات است و آن عبارت است از اينكه : تجلى صفات حق جل و علا به نحوى بر باطن سالك عارف مستولى شود كه همهء صفات اشياء ، حتى صفات خود از نظر او ساقط گردند ، پس همهء صفات و نعوت را مستغرق و مستهلك بيند در صفات حق جل و علا ، و بجز صفات و نعوت او صفاتى نبيند و نعوتى مشاهده ننمايد .
چهارم فناى در ذات است و آن عبارت است از اينكه : تجلى جلال و كبرياى احديت صرفه و بساطت حقّه به نحوى بر باطن و سرّ سالك عارف استيلا يابد و غلبه نمايد كه همهء حقايق و انيّات اشياء ، حتى انيّت و ذات سالك عارف و حتى عرفانش نيز از نظر شهودش ساقط و محو گردند ، حتى شعور به محو و فنا نيز از نظرش ساقط گردند ، پس منظور نباشد از براى او مگر انوار جمال ، و مشهود نباشد از براى او مگر عظمت و كبرياى ذو الجلال جل و جلاله ، و عظمت كبرياءه و تعالى جده و تقدست اسماءه الذى اليه معاد كل شىء و ميعاده و اليه رجوع كل شئى و مصيره .
اين است حق حقيقت فنا و اين است قصواى درجات آن و اعلى مقامات آن كه در اصطلاح اهل عرفان موسوم به فناى ذاتى و فناى اكبر و فناى از فنا و طمس