مطلق شريك است ، جلى باشد يا خفى ، و اينكه حق وصول و لقاء كه عبارت از كمال قرب است وقتى متصور مىشود كه اغيار بالكليه حتى خود عارف نيز از نظر عرفانش ساقط گردند .
تا تو پيدائى خدا باشد نهان * تو نهان شو تا كه حق گردد عيان
تتميم مرام
نقل كلام رئيس در مراتب و مقامات و اشارهء آن متالّه عظيم به تمام مقامات
بدانكه رئيس محققين در مقامات العارفين از كتاب اشارات فرموده است :
« العرفان مبتدء من تفريق و نفض و ترك و رفض ، ممعن فى جمع هو جمع صفات الحق للذّات المريدة بالصدق الى الواحد ثم وقوف » .
حكيم طوسى ( قدس سره القدوسى ) در شرح اين كلام فرموده است كه : شيخ بزرگوار همهء مقامات عارفين را در اين فصل جمع كرده است ، تقرير كلام و توضيح مرامش آن است كه در نزد اهل بصيرت و عرفان ، مقرر است اينكه تكميل ناقصين به دو چيز متصور است يكى تخليه و ديگرى تحليه ، چنان كه مداواى مرضى به دو چيز متصور است ، يكى تنقيه و ديگرى تقويه . و گاهى تعبير مىكنند از تخليه به تزكيه و از تحليه به تبصره .
و از براى هريك درجات مختلفه و مراتب متفاوته است ، اما درجات تزكيه و تخليه پس به تفصيل در كلمات سابقه شيخ گذشت ، و در اين فصل جمع كرده است در چهار مرتبه : اول تفريق ، دوم نفض ، سوم ترك ، چهارم رفض .
تفريق ، مبالغه در فرق است و آن جدا كردن چيزى است از چيزى كه در ميانهء آنها ترجيح نباشد ، و از اين باب است « فرّق الشّعر » يعنى موها را از هم جدا كرد .
و نفض ، حركت دادن شيئى است تا جدا شود از آن ، چيزى كه نسبت به آن ، حقير شمرده شود ، مثل گرد نسبت به رخت و تعبير از آن به لغت فرس تكانيدن رخت و مانند آن است . [ تكان دادن لباس براى جدا نمودن گرد و غبار ]
و ترك ، تخليه و انقطاع از شىء است .