بخلاف اين معنا تصريح نمودهاند ، چنان كه در شارقات لاحقه به بسط تمام مذكور خواهد شد ، منتظر باش !
شارقة عرفانيّة
بيان تعاريف اقسام و انواع فنا و درجات بقاى حاصل از اين فنا
بعضى از عرفا گفته است كه : فنا عبارت از زوال تفرقه و تميز است ميان قدم و حدوث .
زيرا كه چون بصيرت روح منجذب به مشاهدهء جمال ذات الهى شود ، نور عقل كه فارق ميان اشياء است در غلبهء نور ذات احدى مختفى و مستتر گردد ، چنان كه انوار ستارهها در نزد ظهور نور آفتاب كه نيّر اعظم است ، پنهان و مستور مىشوند ، به حكم
« قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ »
« 1 » و « المحدث بالاقتران بالقديم لم يبق له اثرا » .
نيز هستى سالك خبير و عارف بصير و جميع كثرات در نزد پرتو تجلى ذات بالكليه از نظر عارف محو مىشوند ، و اين حالت را جمع نيز گويند ، زيرا كه اين تجلى جامع جميع تجليات و شئونات است كه در مقامات سابقه حاصل گرديده است ، لهذا همهء كثرات و اغيار از نظر عارف فانى مىگردند و باقى نمىمانند در نظر او مگر مشاهدهء جمال ازلى و ملاحظهء جلال لم يزلى . تمام شد كلام او .
و بعضى ديگر از ايشان گفته است :
« كه فنا عبارت از آن است كه به واسطهء استيلاى ظهور هستى حق جل و علا بر باطن سالك صراط مستقيم به ماسواى او شعور نماند ، و فناء فنا ، آنكه به آن بىشعورى نيز شعور نماند . و پوشيده نباشد كه فناء فنا در فنا مندرج است .
زيرا كه صفت فنا و موصوف آن از قبيل ماسواى حقّند ، پس شعور به آن منافى فنا باشد .
تا يكسر مو ز خويشتن آگاهى * گر دم زنى ، از ره فنا گمراهى »
تمام شد كلام او .
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 81 . و فى بعض الآثار « و عند اقتران المحدث بالقديم لم يبق للمحدث أثرا » و أيضا : « اذا اقترن الحادث بالقديم لم يبق له أثرا » .