پس هرسه قسم زندگى نيز در آن نسخهء شريفه بايد متحقق باشند ، و هر يكى از اقسام سهگانه در مرتبه و منزلى از براى او حاصل است .
قسم اول زندگى است كه در هر طرفة العينى به تجلى فيض رحمانى به مقتضاى
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
« 1 » در مواد قابله به نعت اتصال وحدانى تجددى حاصل مىشود .
و اين حيات در مقابل مماتى است كه در همهء اجسام و جسمانيات واقع است چنان كه به استيفاى تمام گذشت .
و اين حيات مخصوص نشأت ظهور و مقتضاى اسم ظاهر و مبدئى است .
و قسم دوم حياتى است روحانى و زندگيى است جاويد كه به جهت انسلاخ از رذايل صفات انسانى و اتصاف به صفات قلبى و روحانى حاصل مىشود ، و اين حيات در مقابل ممات اختيارى است ، چنان كه افلاطون الهى گفته است : « مت بالارادة تحيى بالطبيعة » و منزل اين حيات عالم قدس و مفارقات است ، و اين قسم از موت و حيات به نوع انسانى اختصاص دارد چنان كه مذكور گرديد .
و قسم سوم حياتى است كه در برازخ مثالى و ملكوتى علوى يا سفلى به حسب حال هر مرده حاصل مىشود چنان كه وارد است « كما تعيشون تموتون و كما تموتون تبعثون » يعنى به نحوى كه زندگانى مىكنيد مىميريد و به نحوى كه مىميريد مبعوث مىشويد .
اين حيات در مقابل ممات اضطرارى است ، كه عبارت از قطع تعلق روح است از بدن عنصرى ظلمانى و به حكم « النوم اخ الموت » ، عالم خواب نمودار و انموذجى است از اين موت « كما تنامون تموتون ، و كما تستيقظون تبعثون » ، يعنى « به نحوى كه مىخوابيد مىميريد و به نحوى كه بيدار مىشويد مبعوث مىشويد » تمام شد كلام آن محقق به اندك اصلاحى و تغييرى .
اشراق عرفانى
بيان آنكه مراتب و درجات كشف صورى و معنوى بر مراتب موت ارادى مترتب مىباشد
بدانكه از براى موت ارادى چنان كه اشاره كردم مراتب متفاوته و درجات
هامش
( 1 ) . سوره الرحمن ( 55 ) ، آيه 29 .