متن واقع و حاقّ اعيان ، زيرا كه در حاق اعيان با وجود علت متحقق است ، با عدم او معدوم بر تقدير اول معدوميّتى در حاق اعيان حاصل نيست .
بر تقدير اول موجوديتى در متن واقع متحقق نيست ، و مطلق واقع و حاق نفس الامر محال است اينكه از وجود علت يا عدم علت خالى باشد ، و الّا ارتفاع نقيضين ثابت مىشود ، و محال است هردو در حاق اعيان متحقق باشد ، و الّا ارتفاع نقيضين لازم مىآيد .
و معناى كلام الهيين كه ماهيات اشياء در حد ذوات خود نه موجودند و نه معدوم ، اين است كه نه موجوديت در ذوات ماهيات معتبر است و نه معدوميت ، يعنى وجود نه ذات و ذاتى ماهيات است و نه عدم و نه مقتضى موجوديتاند و نه مقتضى معدوميت .
اين است معناى ارتفاع نقيضين در مرتبهاى كه در كلمات ايشان داير است ، نه اين است كه مطلق واقع و حاق اعيان از هردو خالى مىتوانند شد چنان كه مذهب و معتقد جماعتى از غير محصلين از ارباب اعتزال است .
و به وجوه عديده و براهين ساطعه و دلايل قاطعه بطلان اين مذهب فاسد و فساد اين رأى كاسد در كتب الهى و كلام به حد انكشاف آمده است ، و با وجود اينهمه مفاسد بر فرض تسليم ، ثمرى در ما نحن فيه نخواهد بخشيد .
و بدانكه در اين مقام دقيقهاى است و آن اين است كه از شارقات سابقه منكشف گرديد كه ماهيات ممكنات ازلا و ابدا در عدميّت خود باقىاند « و ما شمّت و لا تشمّ . رايحة الوجود ابدا » . و موجودند بالاصاله ، و مجعول بالذات ، حقايق وجوديه و انيّات خارجيه است ، و موجوديت ماهيّات بالعرض محض و بالتبع صرف است ، و به ضرب از مجاز برهانى و عرفانى به موجوديت موصوفند ، و الا به حقيقت برهانى - الآن كما كان - در معدوميت خود باقىاند . يعنى خواه علت فياضه متحقق باشد يا نه ؟
و اين كلام مقتضاى فحص و برهان و مؤادى كشف و عرفان است ، ولى در ما نحن فيه ثمرى نخواهد بخشيد ( متفطن باش ) .
مناقشهء سوم آن است كه : از كلمات او در بيان اصل مدعا مستفاد مىشود كه در خلق جديد اشخاص امثال در نفس الامر از يكديگر منفصلند و مطلقا و اصلا
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 277
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص٢٧٧