تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
فياضه موجود است و نظر به ذاتش يعنى با قطع نظر از علت فياضه موجود نيست . اول اينكه اين مطلب از مطالب مبتذلهء مشهوره است احدى را از حكما و متكّلمين و غير ايشان در اين باب حرفى نيست ، بلكه هركسى كه تصور معناى امكان و وجوب كرده باشد به عنوان بداهت و ضرورت به اين مطلب تصديق مىكند ، چنان كه احتياج هر ممكنى را به مؤثر و مرجّح از بديهيّات شمرده‌اند ، و حال آنكه اين مسأله از غوامض مسائل ربوبيّه و معارف الهيّه و مخصوص به اساطين حكما و محققين عرفا . مناقشه دوم آن است كه : اين معنى در حقيقت در نظر به متن واقع خلق جديد و ايجاد و اعدام و تجدد زوال نيست ، زيرا كه فيض تجلى از جانب علت ثابته لا - محاله ثابت است و الّا تغيير در ذات علت فياضه ثابت مىشود ، زيرا كه نسبت فيض به مفيض خود نسبت جلوه به متجلى و نسبت تعلق به متعلق و نسبت سايه به شخص و نسبت تابع محض است به متبوع خود ، و از بينات است كه تغيير تابع محض و تعلق و ارتباط محض و جلوه و پرتو محض بدون تغيير متبوع و متعلق و مرتبط اليه و متجلى متصور نمىباشد ، زيرا كه معناى تابع محض و تعلق محض آن است كه جميع جهاتش جهت تبعيت و جهت تعلق باشد ، پس اگر متبوع ثابت و تابع متغير باشد در تغيير تابع نخواهد بود . پس تغيير تابع محض به اثبات متبوع تناقض است . و ديگر آنكه : اگر علت بالذّات ثابت من جميع الجهات باشد و به اعتبار جهت ثباتش علت باشد لازم مىآيد كه متغيّر از ثابت صادر شود . و امتناع آن در اشراقات سابقه منكشف گرديد و در شارقات سابقه به حد انكشاف آمد كه ماهيت مجعول بالعرض معلول بالتبع است پس موجود مىباشد به وجود آن فيض و ثابت مىباشد به ثبات آن . پس كجاست خلق جديد آنا فآنا نظر به حاقّ واقع ، و كجاست ايجاد و اعدام در هر طرفة العين . و تجدد و زوال در هر لحظه و ساعتى نظر به نفس الامر . بلى لا استحقاقيت وجودى از براى هر ممكنى نظر به ذاتش يعنى با قطع نظر از همهء اغيار ثابت است ، و اين معنا مبناى اثبات حدوث و عدم ذاتى است در همهء ممكنات - جوهرا و عرضا مجردا و ماديّا - پس به حسب اين نظر و در نزد اين تعمّل انعدام از براى ممكنات ثابت است ، ولى به حسب اين نظر و اين تأمل نه در
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 276 | ملا عبد الله مدرس زنوزى