تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
« إِلَيْنا راجِعُونَ »
« 1 » ، و
« إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى »
« 2 » ،
« فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
« 3 » ،
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ »
« 4 » ،
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
« 5 » . متفطن باش و نيك تأمل نماى در تحقيقات سابقه ، و تنويرات لامعه ، تا - كالشمس فى رابعة النهار - مشاهد و عيان گردد . و كليهء عالم اجسام و جسمانيات آنا فآنا در فنا و زوالند ، بلكه در عين فنا باقىاند و در عين بقاء فانى و در عين ممات حيات دارند و در عين حيات ممات .
هر زمان نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقا آن ز تيزى مستمر شكل آمده است * چون شرر كش تيز جنبانى بدست گشت آسان بر من از لطف خدا * فهم اسرار بقا بعد از فنا زانكه با ما مىنمايد او عيان * حشر و نشرى دائما او در جهان
اين است حق و حقيقت موت طبيعى كه در مقابل موت اضطرارى و موت ارادى شمرده‌اند ، نه به‌طور تجدد امثال چنان كه اشاره نمودم ، و نه به نحوى كه بعضى از عرفا بيان نموده‌اند ، و آن اين است كه عالم ممكن است و هر ممكنى در حد ذات خود موجوديت ندارد بلكه موجوديتش از جانب غير است پس با قطع نظر از غير ، معدوم است ، پس ماهيت عالم در هر آنى نظر به ذات خود معدوم و فانى است و به جهت تجليات أسمائى و شئونات ذاتى هر لحظه ايجاد عالم و تكميل مظاهر به كمالات وجودى كرده مىشود ، و به سبب اين تجلى و ظهور دائم ، وجود عالم دائم و مستمر مىنمايد و به حسب اقتضاى ذاتى عالم هر لحظه و هر ساعت در تغيير و تبديل است . و به حسب اين اقتضاى ذاتى ممكنات عالم در عدميّت و نيستى مستمرّند ، و على الدوام به خود نيستند و به تجلى رحمانى هستند ، و اقتضاى امكانى با قطع نظر از موجد نموده آن است كه على الدوام در هر وقتى عالم نيست باشد ، و اقتضاى تجلى آن است كه هميشه در هر زمانى عالم هست باشد پس هميشه عالم در خلق جديد است و هر ساعت و هر لحظه آفرينش ديگر و وجود تازه
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ( 21 ) ، آيهء 93 . ( 2 ) . سورهء علق ( 96 ) ، آيهء 8 . ( 3 ) . سورهء يس ( 36 ) ، آيهء 83 . ( 4 ) . سورهء شورى ( 42 ) ، آيهء 53 . ( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 156 .