تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
« و
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
« 1 » . اخذ كن اين مثال لطيف را كه از جهات عديده در فهم مطالب علم الهى دخيل و بر عمدهء مقاصد علم توحيد منطبق است ، و غنيمت شمار ، و بدان‌كه از براى اشاره به اين لطيفهء اشراقيّه در صحيفهء الهيّه وارد است
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
« 2 » ، و
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
« 3 » . زيرا كه مراد از هلاكت و فنا ارتفاع تعيّنات مواد و زوال نقصانات قوا و استعدادات است ، چنان كه به بسط تمام در لمعات سابقه به حد انكشاف آمد . و مراد از وجه كه فنا و هلاكت ندارد ، عالم امر و مشيّت و ملكوت اعلى و كرّوبين است كه به حسب فطرت اولى همه كمالات ممكنه در حق ايشان متحقق و بالفعل است ، و جهت قوه و استعدادى مطلقا و اصلا ندارند تا تجددى و زوالى متصور باشد .

اشاره به آيات و رواياتى كه دلالت بر فنا و زوال كليهء خلق نمايند آنا فآنا

و در احاديث بسيارى در اصول كافى و در توحيد ابن بابويه از مشكات ولايت وارد است كه ماييم وجه خدا كه فنا و هلاكت ندارد ، و تخطئه فرموده‌اند كسى را كه وجه را در آيهء اولى ، به ذات خدا تفسير نموده است . و منافى نيست به آنچه كه در تفسير وجه مذكور نمودم . زيرا كه عالم امر و مرتبهء مشيّت و ملكوت اعلى به اصالت و حقيقت مقام ايشان است ، زيرا كه مقام ايشان ولايت مطلقه است كه محيط به همهء اشياء است . پس جميع جهات امريّت و ملكوتيّت ، عكوس و اظلال و رشحات و اضوائند نسبت به انوار مقدسهء ايشان ، و تعبير به صفت مفرد اشاره به جهت وحدت ايشان در حقيقت ولايت مطلقه و به جهت وحدت مفارقات در حقيقت امريّت است ، چنان كه در شارقات سابقه بيان نمودم .
هامش
( 1 ) . سورهء نحل ( 16 ) ، آيهء 96 . ( 2 ) . سورهء قصص ( 28 ) ، آيهء 88 . ( 3 ) . سورهء الرحمن ( 55 ) ، آيات 26 و 27 .