تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
پس بر تقدير مزبور تناقض ثابت و اجتماع متقابلين لازم مىآيد . اخذ كن اين بنا را ، و جارى كن در جميع طبايع نوعيه ، بلكه در جميع حقايق عينيه نسبت به جميع مقتضيات ذاتيه و غنيمت شمار .

مقتضاى طبيعت واحدهء نوعيه ، مختلف نمىباشد

پس از اين بيانات و اشراقات به حد انكشاف آمد كه همهء نفوس انسانيه به حسب فطرت اولى در تحت طبيعت نوعيهء واحده ، مندرجند و اختلاف ندارند مگر به اعتبار عوارض مشخصه و مخصصات خارجيه ، اخذ كن اين نحو از بيان را در اثبات اين مدعا و در تحقيق اين مقصد اعلى كه از الهامات غيبيه و مواهب ربّانيه است « 1 » و غنيمت شمار . و جواب اول در استدلال كه در حقيقت برهان الزامى بلكه برهان واقعى است نيز مثل بسيارى از مقاصد از خصائص اين وجيزه است كه بعون اللّه به خاطر مىرسد .

اشاره به وجه جمع بين دو سلك

بدان‌كه بيانات قوم در اثبات اتحاد نوعى خالى از مناقشات و مناقضات نيست . بعضى از آن مناقشات از شارح علامه و بعضى از محقق شريف است ، و حاذق محقق و بصير محدق بعد از تأمل صادق در مقدمات مذكوره تعميم آن برهان و دفع آن مناقشات و مناقضات تواند نمود . خلاصهء كلام از اين بيانات منكشف گرديد كه همهء نفوس انسانى به حسب
هامش
( 1 ) . علت اينكه نفوس انسانيه ، بعد از مرور از مرتبهء عقل بالملكه و نيل به دايرهء تكاليف و تشخيص حسن و قبح ، به انواع مختلفه تقسيم شوند آن است كه انسان قبل از نيل به مقام تجرد عقلى حيوان بالفعل است و از جهت حيوانى داراى تمايلات مختلف بالفعل است و سير او در اين قواى حيوانى كه مقام نفسيت نفس باشد و از آن به نفس اماره تعبير كرده‌اند و انغمار در جهات حيوانى و نفس بهيمى و سير در مراحل خاص قوه و هم تكامل در قواى شيطانى ، قهرا صورت اخروى ، غير صورت انسانى است و اگر چنانچه در صراط شهوى خاص قوهء شيطانى واقع شود و براى رسيدن به مقامات دنيوى طرق نامشروع انتخاب نمايد به بدترين صور محشور شود ، چه آنكه نفس در ابتداى وجود عقل مجرد مفاض و متعلق به بدن خلق نمىشود بلكه مراتب حيوانى و شهوى را به حركت جوهرى طى نمايد و به صورت اعمال و نيات خود محشور شود .