تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
طبيعت واحدهء نوعيه مندرج نمىباشند . بلكه مقتضاى دليل ايشان كه در اثبات اين مدعا اقامه نموده‌اند نيز همين است كه بيان نمود . و ملخص دليل ايشان چنان كه محقق لاهيجى ( قدس سره ) در كتاب شوارق نقل كرده است اين است كه : « نفوس انسانى مختلفند در صفات جبلت مثل ذكاوت و بلادت و بخل و سخاوت و جبن و شجاعت و غير از اينها از صفات جبلّيّه . و اين اختلاف به سبب مزاج نيست زيرا كه گويا اين صفات باقىاند و مزاج متبدل است ، و گاهى مزاج متبدل نيست و اين صفات متبدلند ، مثل جبان كه به تكلف ارتكاب جدال در معارك قتال شجاعت پيدا مىكند ، و بخيل در تكلف مبادرت در بذل و عطا ، سخى مىشود و غضوب به تكلف حليم مىگردد . و نيست اين اختلاف به سبب امور خارجه ، مثل تعلّم از معلّم و صحبت آباء و امّهات و اخوان و اصدقاء . زيرا كه با وجود اينها تخلف ثابت و مخالفت متحقق مىشود ، پس بايد نفوس انسانى طبايع مختلفه و انواع متباينه باشند در يكى جبن ذاتى باشد در ديگرى شجاعت ، در ديگرى بخل ذاتى باشد در ديگرى سخاوت ، و بر اين قياس است ساير صفات جبليه » . جواب اين استدلال اول آن است كه : خود اعتراف كرده‌اند كه - كما هى - اين صفات متبدل مىشوند و مزاج شخص باقى است ، و از بينات است در نزد حذاق فن علم الهى كه بقاى مزاج بىبقاى ذات متصور نمىباشد و بقاى ذات بىبقاى صورت نوعيه كه مبدأ فصل اخير است متحقق نمىتواند شد . بلكه در جاى خود محقق است كه مقوم و حافظ مزاج هر شخصى صورت نوعيه آن شخص است . پس هرگاه اين صفات ذاتى ، يعنى فصل اخير باشند ، از تبدّل آنها تبدّل در ذات حاصل مىشود . با اينكه اين معنى خلاف ضرورت است و خلاف اعتراف است ، موجب تغيير