آمد و الا مقصود بالذات از ترتيب اين گونه مبادى و مقدمات كشف نقاب از چهرهء مطلوب ديگر ، رفع حجاب از رخسارهء شاهد آخر بود .
و آن اينست كه : همچنانكه موت طبيعى و اجل حتمى به آن معنا كه مذكور گرديد در ضمن وصول به درجات سعادات حقيقيه متحقق مىشود ، در ضمن وصول به دركات شقاوت دنيويه و اخرويه نيز متحقق مىشود .
در بيان آنكه شقاوت نيز داراى مراتب و درجات و دركات متفاوته است
و همچنانكه سعادات حقيقيه را مراتب مختلفه و درجات متفاوته است - به شدت و ضعف و به كمال و نقصان ، تا منتهى شود به سعادتى كه فوق آن متصور نباشد - شقاوات حقيقيه را نيز مراتب مختلفه و دركات متفاوته است تا منتهى شود به شقاوتى كه فوق آن متصور نباشد .
پس در ازاء هر سعادتى شقاوتى ، و به حذاء هر كمالى نقصانى است ، و - مرة بعد اولى و كرة بعد اخرى - بيان نمودم كه قصوى درجات سعادات در سير صعودى مقام
« أَوْ أَدْنى »
« 1 » و مقام « لو كشف الغطاء » است كه از براى خاتم نبوت و خاتم ولايت ثابت است .
پس قصواى درجات شقاوت در سير صعودى از براى كسى ثابت است كه در مقابل آن دو خاتم نبوت و ولايت ايستاده باشد ، ريشهء مخالفت و انكار ايشان را در زمين دلهاى خود راسخ گردانيدند ، و در شارقات سابقه به حد انكشاف آمد كه نبوت هر نبىّ فرع ولايت اوست ، پس در خاتم نبوت نيز دو جهت است يكى نبوت مطلقه و ديگرى ولايت مطلقه .
جهت ولايت جهت ايجاب ، و جهت ارتباط به مبدأ اعلى است ، و جهت نبوت جهت اعداد و ارتباط به عالم خلق است .
جهت اولى جهت كشف حقايق و تلقى انوار معارف و جهت مبدئيت معجزات و كرامات است .
و جهت ثانيه جهت تشريع شرايع حقّه و سنن مرضيه و تبليغ احكام شرعيه
هامش
( 1 ) . سورهء نجم ( 53 ) ، آيهء 9 .